و مىفرماييم تا بر در است ( اخبار نبى عليه السلام « 1 » ) كه حراست حريم اسلام ( جز به آن نتوان كرد « 2 » ) طرفى از اوقات ( خود بر آن « 3 » ) مقصور دارد ، و احكام آن را كه ( قسيم و سهيم « 4 » ) فرقان كريمست كه « 5 » و ما ينطق عن الهوى در ابتهاج « 6 » سبيل رشاد امام و مقتداى خويش سازد ، ( و بخلايق اخلاق و عادت او كه « 7 » ) فهرست سعادت باشد تادّب و تخلق نمايد ، و در اكتساب علم « 8 » و اصابت حكم باستظهار منت « 9 » و اتباع « 10 » سنت او توسل جويد ، و سطرى « 11 » از كلمات و آثار صحابه رضوان الله عليهم اجمعين كه نجوم آسمان هدايت و سكنهء آشيان معرفت و رياحين بوستان حقيقتاند در حفظ « 12 » و ضبط خويش ( آرد ، و رقم « 13 » ) اقتداى آن بر صحيفهء خاطر نگارد ، قال رسول الله ( ص ) اصحابى كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم .
و مىفرماييم تا « 14 » در ممارست انواع علوم و ملابست شعار « 15 » فضايل زيادت احتشاد « 16 » كه مثمر سعارت رشاد باشد تقديم كند ، و بمدارست فقها و مجالست فضلا مؤانست طلبد ، و از مباحثت و مذاكرت جملهء « 17 » فقه و محاورت « 18 » و مشاورت نقلهء مذهب كه ( فوايد آن مستبين است « 19 » ) مستعين باشد ، ( چه كه بحث بر تعرف حقيقت حال رابعت كند ، و توقى از مظنهء « 20 » ) خطا تلقى مظنهء « 21 » صواب عطا دهد ، و مشورت طبع عقيم را بلواقح « 22 » ارشاد منتج « 23 » گرداند ، و خاطر سقيم را بمداوات هدايت با صحت معرفت برد ، و موارد عزيمت را از شوايب تردد
هامش
( 1 ) و اخبار نبى عليه الصلاة و السلام .
( 2 ) به آن تواند كردن .
( 3 ) سا .
( 4 ) سهيم و قسيم .
( 5 ) سا .
( 6 ) انتهاج .
( 7 ) و بخلايق و عادات كه - و بخلايق و عادات او كه .
( 8 ) حق .
( 9 ) و منت ( ش ، منت بر وزن سنت بمعنى قوت است ) .
( 10 ) استماع .
( 11 ) و شطرى .
( 12 ) حفاظ .
( 13 ) آورد ، و رقوم .
( 14 ) كه .
( 15 ) شعائر .
( 16 ) احتشام ( ش ، احتشاد بمعنى كوشش كردن و فراهم شدن و در اينجا معنى اول مراد است ) .
( 17 ) ظ ، حملهء .
( 18 ) و مجارات .
( 19 ) مستبين فوايد آن و .
( 20 ) چه بحث بر تعريف حقيقت حال را بعث كند و توقى مظنه . ( ظ ، چه بحث ، بر تعرف حقيقت حال بعث كند ، و توقى از مظنهء ) .
( 21 ) علق مظنهء .
( 22 ) ش ، جمع لاقحة بمعنى بارور سازنده .
( 23 ) منقخ ( ظ ، ملقح ) .