و از هر موى شخصى مهيج پديد آيد ناگاه روزگار ناسازگار پاى فضول ( در ميان نهد « 1 » ) و دست غيرت دراز كند ( تعويق پيش كمال آرزو ندارد و آن « 2 » ) بيچارهء مشتاق را در باديهء حيرت و زاويهء حسرت با تنى رنجور و خسته و نيمجانى شكسته بسته بگذارد ، توان « 3 » دانست كه « 4 » حال اين بيچاره در ناكامى و بىآرامى ( ازين « 5 » ) خيبت و غيبت ( تا چه درجه باشد ، و سورت « 6 » ) و ضجرت او ازين تخلف و توقّف بچه اندازه شده « 7 » ،
ارى ماء ولى « 8 » ظما شديد * و لكن لا سبيل الى الورود
مع هذا فسحت امل حاصل است كه ميامن « 9 » قدوم خداوندى كه بر همگنان مبارك و ميمون باد و بحصول مقاصد مقرون رنجى كه دور از ساحت كريم هست براحت بدل شود ، و حصول آن خدمت كه سرمايهء ( همه سعادات « 10 » ) و سردفتر ( همه مرادات است « 11 » ) مساعدت نمايد ، و ذلك على الله يسير .
« 12 » رقعهء ديگر بيكى از وزرا مىنويسد در غيبت موكب اعلى از حضرت
جلال حضرت عالى صدر عالى راى « 13 » * چو لطف و مكرمتش « 14 » دايم و موفّر باد
هميشه مملكت پادشاه روى زمين * زراى روشن او روشن و منوّر باد
محافلى كه درو اهل فضل جمع شوند * ز شكر و ذكر معالى او معطر باد
بفر دولت او شد قرير چشم جهان * هميشه دولت او در جهان مقرّر باد
مراد بنده كه جز خدمت جنابش « 15 » نيست * بيمن همت « 16 » عالى او ميسر باد
هامش
( 1 ) سا .
( 2 ) و حجاب تعويق در جمال آرزو بدارد و اين .
( 3 ) ش ، جواب ( چه هركه چون من چاكر . . . . ) است .
( 4 ) سا .
( 5 ) از .
( 6 ) و صورت .
( 7 ) رسد ، شعر .
( 8 ) و بى .
( 9 ) بميامن .
( 10 ) هر سعادت .
( 11 ) هر مراعات .
( 12 ) در نسخهء پاريس بجاى عنوان فقط كلمهء ( شعر ) نوشته شده است .
( 13 ) را .
( 14 ) مكرمتش .
( 15 ) جلالش .
( 16 ) و دولت .