و اشتياق به خدمت او كه وراى آن سعادتى « 1 » نمىدانم چون فضايل « 2 » او كه بر آن مزيدى نتوان جست نامحصور ، و اگر نه در اصدار خدمات كه خاطر نازك « 3 » او را تجشم مطالعهء آن بايد كرد « 4 » نوعى از تكليف ( كه مظنهء تكلف « 5 » ) و صورت ترك ادب دارد مندرج بودى - و مرا برك آن بىخردگى نيست - درين مدّت عنان قلم « 6 » در راه مكاتبت كشيده نداشتمى ، و طريق « 7 » مراسلت گشاده كردمى « 8 » ، اماّ صيانت جانب آن مجلس بر تتبع هواى خويش گزيدن اولى مىنموده است ، و بر سلامى كه صيقل رنك « 9 » نسيان و مذكر « 10 » خاطر بزرگان باشد و ثناء « 11 » كه مجلس « 12 » اعلى اعلاه الله بازار قبول خويش « 13 » بذكر آن رائج مىكردهام اقتصار مىافتاده است ، ايزد تعالى آفتاب فضل و افضال ( را بزواهر « 14 » ) معانى و معالى او منوّر داراد ، و ملك دانش را بر رويّت صايب و المعيت ثاقب او مقرّر « 15 » ،
و هذا دعاء قد تلقاه ربنا * بحسن قبول قبل ان يرفع الصوت
« 16 » اين رسالت بمجلس عالى خداوند ولى النعم بهاء الدولة و الدين صدر صدور الشرق و الغرب عز نصره صادر شد در رفع حاجتى
بزرگوارا صدرا تويى كه همت « 17 » تو * هزار كار بيك ( سعى لطف « 18 » ) بگذارد
لطيف خاطر پاكت چنان كريم افتاد * كه هيچ كس را در هيچ بند نگذارد
بلى كسى را كاين خوب سيرتى نبود * خداى بر سر ارباب عقل نگمارد
هامش
( 1 ) سعادت .
( 2 ) قضاياى .
( 3 ) مبارك .
( 4 ) فرمود .
( 5 ) سا .
( 6 ) سا .
( 7 ) سا .
( 8 ) كردى .
( 9 ) زنك .
( 10 ) و تذكر .
( 11 ) ظ ، و ثنائى .
( 12 ) در مجلس .
( 13 ) سا .
( 14 ) باز واهر .
( 15 ) متقرر .
( 16 ) عنوان در نسخهء پاريس چنين است : اين رقعهايست كه هم بمجلس عالى بهاء الدولة و الدينى صادر شد در رفع حاجتى ، شعر .
( 17 ) حاجب .
( 18 ) لطف سعى .