« 1 » اين رسالت مصدر بدين دو قطعه بسوى مولانا برهان الدين مفتى الشرق و الغرب صادر مىشود در جواب خطاب او
بخدايى كه هست در ملكوت * زير فرمانش هفت كشور چرخ
هست الطاف صنع و قدرت او * زينت روزگار و زيور چرخ
در ره ( سرّ حكمتش « 2 » ) گم شد * فكر انسان و عقل ره بر چرخ
گر « 3 » چو برهان دين فضل « 4 » و هنر * هيچ فرزند زاد مادر چرخ
آن مبرّز كه ذات كامل او * بارز آمد ز حشو دفتر چرخ
و آن بزرگى ( كه چرخ فخر « 5 » ) كند * گر « 6 » بود قدر او برابر چرخ
چار اركان كمال فضلش را * ( پنج نوبت زنند بر در چرخ « 7 » )
( لشكر فضل و دانش او را « 8 » ) * عرضى « 9 » مشفقست جوهر « 10 » چرخ
باد تا چرخ پايدار بود * پاى قدرش هميشه بر سر چرخ
جناب رفيع مولوى ( صدرى اجلى كبيرى « 11 » ) كه مرتقاى عزّ و حشمت و ملتقاى دين و دولت و متكاى ملك و ملت و مستقرّ امنوامان و متنزّه اهل ايمان و مزار ارباب معنى و مدار « 12 » درس و فتوى است بسعاداتى « 13 » كه از حضرت يرزق من يشاء به غير حساب فايض شود و از شايبهء انقطاع و احتباس منزّه باشد ( محفوف و « 14 » ) مشمول باد ، و كمال سيادت جاودانى از فيض رحمت يزدانى منتظر و مامول ، ( به حق محمد « 15 » ) و آله .
( اگرچه « 16 » ) خادم داعى را بداعيهء اخلاص درين « 17 » چند روز كه در « 18 » مفارقت سعادت آن خدمت بسالها گذشته است آرزوى آن دامنگير ( بوده است كه بارسال خدمتى « 19 » ) زحمتى دهد و رمزى از نكايت اشتياق بزفان « 20 » قلم
هامش
( 1 ) عنوان رساله در نسخهء پاريس اينست : جواب خطاب مولانا برهان الدين .
( 2 ) شكر همتش .
( 3 ) كه .
( 4 ) بفضل .
( 5 ) چرخ فكر .
( 6 ) كه .
( 7 ) سا .
( 8 ) سا .
( 9 ) عارضى .
( 10 ) و جوهر .
( 11 ) سا .
( 12 ) و مزار .
( 13 ) بسعادتى .
( 14 ) سا .
( 15 ) بمحمد .
( 16 ) اگر .
( 17 ) بدين .
( 18 ) سا .
( 19 ) بود كه پارسال خدمت .
( 20 ) زفان .