المولوى فى ان يلاحظه به عين الأرتضاء و يسحب على هفواته ذيل الأغضاء مزيد الرفعة و العلاء .
ايزد تعالى مجلس رفيع را در ميان عالميان برفعت و غبطت همواره محسود و مغبوط داراد ، و مصالح دين و دولت را بحسن اهتمام و اصابت نظر او « 1 » مرّعى و مضبوط ، و سايهء شفقت او را كه آفتاب دانش است بر سر افاضل عالم ممدود و مبسوط ،
و هذا دعاء لا يرد فانه * على سنن « 2 » لاوكس « 3 » فيه و لا سرف « 4 »
« 5 » اين رسالت بمجلس مخدومان نظام الدين علاء الأسلام الحمامى « 6 » و مجد الدين تاج الأئمة الكسكى « 7 » يديم الله فضلهما صادر شد از ظاهر خراسان
سلام على رمل الحمى عدد الرمل * و قل له التسليم من عاشق مثل « 8 »
اى بزرگان و دوستان عمريست * تا « 9 » دلم بستهء هواى شماست
( چشم من عاشق جمال شما * طبع من طالب رضاى شماست « 10 » )
بر دل من گذر نيارد كرد * هرچه جز مقتضاى راى شماست
حاصلم در حضر لقاى شما * مونسم در سفر ثناى شماست
با جفاى جهان و جور فلك * اين دل خسته در وفاى شماست
ورد عيشم اگرچه تيره شده است * ورد جان و دلم ولاى شماست
چشمم آنجا رود « 11 » كه روى شماست * سرم آنجا بود كه پاى شماست
آرزوها بود خلايق را * آرزوى دلم لقاى شماست
هر كسى قبلهء دگر دارد * قبلهء من در سراى شماست
دل خود آن شماست و اندر تن * نيم جانيست و هم « 12 » براى شماست
هامش
( 1 ) و .
( 2 ) منن .
( 3 ) ش ، كم و كاست .
( 4 ) شرف .
( 5 ) عنوان رساله در نسخهء پاريس اينست : رسالهء اخرى الى جماعة ايضا .
( 6 ) كذا و شايد الجامى باشد .
( 7 ) كذا .
( 8 ) مثلى .
( 9 ) كه .
( 10 ) سا .
( 11 ) بود .
( 12 ) و آن .