دستبوس مبارك مىجويد ، مستجاب و ميسر « 1 » .
و اگر « 2 » در اظهار شعار بندگى كه « 3 » بارسال خدمات و رفع ملتمسات قصورى باشد كه صورت تقصير دارد موجب اجلال جناب عالى خداونديست نه ( اخلاص مراسم بندگى ، كه چند « 4 » ) كرّت برين ابرام اقدام نموده است و در معرض ( اين حساب « 5 » ) بوده ، و از آن حضرت بكرامت جوابى و تشريف خطابى اختصاص نيافته است ، و سعادت قبولى كه منتظر بوده است نديده است « 6 » ، بدين سبب خويشتن را در صف مردان « 7 » مىپندارد ، و در ( صفت محرومان « 8 » ) صورت مىكند ، اماّ چون شمول انعام و كرم عام خداوندى كه با اهل علم زيادت اختصاصى دارد مىداند « 9 » العود احمد برمىخواند ، و روزگار همايون خداوند را « 10 » كه هميشه مبارك و ميمون باد ديگربار بلفظ ناخوش و خط مشوّش خويش « 11 » زحمت مىآرد ، و المشرب العذب كثير الزحام ، سزد از عواطف كرم و لطايف شيم مجلس عالى خداوندى « 12 » لا زال عاليا كه بنده و خدمتگار را از جملهء دعاگويان مخلص داند ، و از نظر قبول خويش كه غايت اقبال او « 13 » باشد محروم نگرداند ،
بپذير مرا كه خسروان را * بسيار شكار لاغر آمد « 14 »
بنده و خدمتگار در « 15 » آناء الليل و اطراف النهار در مقام دعا و ثنا ايستاده خواهد بود ، و گوش « 16 » نهاده و چشم گشاده خواهد داشت ، تا نداء اجابت اين « 17 » التماس كه « 18 » شنود ، و اثر قبولى « 19 » كه چشم مىدارد كه « 20 » بيند ، و توقيع « 21 » مبارك كه غايت توقّع اوست ( كه بوسد « 22 » ) ، و بكدام خدمت مشرّف و مأمور گردد ، تا نهايت مجهود و مقصود « 23 » بجاى آرد « 24 » .
هامش
( 1 ) ضا ، باد .
( 2 ) اگر .
( 3 ) سا .
( 4 ) اخلال بمراسم بندگى چه چندين .
( 5 ) جسارت .
( 6 ) ظ ، نديده .
( 7 ) مبرزان ( ظ ، مردودان ) .
( 8 ) صورت محرمان .
( 9 ) ضا ، كه .
( 10 ) خداوندى را .
( 11 ) خود .
( 12 ) سا .
( 13 ) سا .
( 14 ) افتد .
( 15 ) سا .
( 16 ) ضا ، و هوش .
( 17 ) سا .
( 18 ) كى .
( 19 ) قبول .
( 20 ) كى .
( 21 ) وقع .
( 22 ) چگونه پوشد ( ظ ، كى بوسد ) .
( 23 ) و مقدور .
( 24 ) ضا ، و السلام .