و آن آفتاب اقبال تابنده كه تا ابد پاينده باد بر احوال او تابد ، تا بدين آرزو كه ( عمر بر بوى « 1 » ) آن مىگذراند رسد « 2 » ، و فتح بابى كه رياض آمال اين مرحوم بواسطهء تدبير « 3 » آن مرهوم « 4 » شود اتفاق افتد « 5 » ، اللهم حقق .
از مكارم اخلاق خداوندى كه احوال خلايق را مراقبت « 6 » باشد مرتقب است كه خادم را بعد ازين از خدمتگاران خاص جدا نيندازد ، و در صف دعاگويان باخلاص دارد « 7 » ،
از جملهء « 8 » مخلصان نيارم گفتن * از جملهء بندگان خويشم پندار
و باوامر و نواهى كه همواره مترّصد آنست اشارت دريغ نفرمايد داشتن تا در طاعت بر قدم خدمت ايستد و بر قضيت عبوديت رود ، و السلام .
« 9 » اين خدمت هم ببكى از وزرا صادر مىشود
زندگانى مجلس عالى خداوندى ( صاحبى اجلى كبيرى « 10 » ) در وفود امداد كامرانى و حصول اغراض و امّانى چندان باد كه دل بندگان مخلص خواهد و رسوم عدل و فنون « 11 » فضل خداوندى اقتضا كند « 12 » .
هميشه از ( فلك بخت « 13 » ) كامرانى باد * هزار سالت در ملك شادمانى « 14 » باد
چنين نفاذ « 15 » و چنين امر جاودانى « 16 » به * نفاذ امر « 17 » و بقاى تو جاودانى باد
بنده و خدمتگار « 18 » - كه در خدمت حضرت عالى صاحبى « 19 » اعلاه الله « 20 » هرچه تمامتر اخلاصى دارد و خويشتن را در آن دولت كه پاينده باد و فزاينده هر كدام زيادت اختصاصى داند - پيوسته دعاى دولت مىگويد ، و استسعاد بسعادت « 21 »
هامش
( 1 ) غم و پوى .
( 2 ) برسد .
( 3 ) تأثير .
( 4 ) ش ، باران رسيده و رهمة بكسر اول باران سبك و دائم است .
( 5 ) سا .
( 6 ) مراقبت .
( 7 ) ضا ، مصراع .
( 8 ) از زمرهء .
( 9 ) در نسخهء پاريس عنوان رساله اينست : رسالة اخرى .
( 10 ) سا .
( 11 ) و صنوف .
( 12 ) فرمايد ، شعر .
( 13 ) فلكت بخت و .
( 14 ) زندگانى .
( 15 ) بقاء .
( 16 ) و جاودانى .
( 17 ) و امر .
( 18 ) ضا ، مخلص .
( 19 ) سا .
( 20 ) ضا ، تعالى .
( 21 ) سعادت .