الوان بياميزد و حايل برف و سرما از راه برخيزد بر صوب خراسان نهضت كند ، و مهماتى كه پارسال « 1 » باعذار ظاهر « 2 » اتمام آن متعذر گشت امسال بفيصلى رساند ، ( و باحياء « 3 » ) مراسم عدل و سياست شورى « 4 » كه در آن ديار انگيخته شده است بنشاند ، و موات امان را نشورى دهد ، و ما توفيقى الا بالله و عليه « 5 » توكلت و اليه انيب .
چون مصالح جانبين حقيقت اتحاد گرفته است و سمت تباين از صورت مهمات برخاسته و در خير و شرّ و نفع و ضرّ ميان هردو حضرت مساهمت و مقاسمت كلى حاصل آمده « 6 » از كليات و جزوياّت عزايم و احوال بتعويل كرم مجلس سامى اعلام داده مىآيد ، توقع است كه بسمع شفقت و حفاوت استماع افتد ، و در مستأنف روزگار و مستطرف احوال برقرار بساط مباسطت ممدود و طريق مباينت مسدود دارد ، و چون فلان « 7 » از اداء مفروض و مسنون و مظهر « 8 » و مكنون رسالات فارغ شود باجازت انصراف او مضايقت نفرمايد ، و بر تعاقب معتمدان آن « 9 » حامل مخاطبات و موصل مكاتبات - چنان كه از آن اصل بزرك سزد و بدان گوهر پاك زيبد و در آن كرم عهد خورد « 10 » و بدان حسن سيرت لايق باشد - فرستد و تمهيد قاعدهء استعلام و اعلام كه اعلام موالات بدان منتصب شود لازم شمرد ، و بمرادى كه باشد اشارت دريغ ندارد ، تا بجوامع اجتهاد در « 11 » تحصيل آن كوشيده آيد ، و رقم نجح بر ناصيهء آن كشيده شود ، ان شاء الله تعالى ( وحده العزيز « 12 » ) .
هم به حضرت عراق ايراد مىافتد در شهور « 13 » سنهء ثمان و سبعين « 14 » و عذر تأخير در ارسال مكتوبات تمهيد كرده مىآيد
زندگانى مجلس سامى در استيفاء انواع شادكامى و اقتفاء آثار نيكونامى دراز
هامش
( 1 ) پيرارسال
( 2 ) سا .
( 3 ) تا احياء .
( 4 ) و شورى .
( 5 ) عليه .
( 6 ) كرده .
( 7 ) فلان را .
( 8 ) و مظهور .
( 9 ) سا .
( 10 ) درخورد .
( 11 ) و .
( 12 ) سا .
( 13 ) سا .
( 14 ) ضا ، و خمسمائة .