به نظر رعايت او ملحوظ است و وجوه اموال ديوانى بحسن احاطت « 1 » او محفوظ ، اجل اخص فلان « 2 » دام تأييده - كه ( ثقهء دين را از « 3 » ) بطانه « 4 » است و در استجماع اساليب هنر يگانه و درين مدت كه او را خواجگى خطهء جند فرموديم بر استثبات « 5 » سنن نيكوكارى و استنهاض « 6 » دعاوى « 7 » كفايت متوّفر بوده است و در درستكارى « 8 » رعيت و عمارت ولايت مساعى جميل نموده - درين منصب بزرك بنيابت نصير « 9 » الدين نامزد شد ، و بر تدّين و تصون و استهال « 10 » و استقلال او اعتماد فرموده آمد .
فرزند اعزّ اكرم اعطاه اللّه مناه و اسعده و ابقاه بايد كه نصير « 11 » الدين را به چشم احترام و شفقت نگرد ، و از جادهء توفير « 12 » او كه مستدعى توفير اموال باشد درنگذرد ، و او را وديعت مجلس همايون ما و نايب ديوان اعلى داند ، و در معظمات مهمات و سوانح مصالح بىمشورت عقل كامل و استصواب خرد شامل او انديشه بر امضاء هيچ عزيمت مصمم نگرداند ، ( و بر راى صايب « 13 » ) او در افتتاح مهمات دولت و استفتاح ابواب مقاصد تيمن جويد ، چه كه « 14 » تبعهء استبداد ندامت و پشيمانى « 15 » و ثمرهء استرشاد نجح « 16 » اغراض و امانى ، و خدم و حشم و امر او كبرا « 17 » و نوّاب و حجاب را به خدمت او و رعايت « 18 » جانب نايب او حد « 19 » الدين وصايت « 20 » واجب دارد ، و هيچ دقيقه در ( تبجيل و تعظيم « 21 » ) او پيش همگنان مهمل نگذارد ، و بگويد تا در مهمى كه دست اجتهاد او بدان نرسد يا مصلحت ديوان بر خلاف آن باشد بر وى هيچ آفريده ارهاق « 22 » ننمايد ، چنان كه بدل فارغ بمهمات ديوان آن فرزند مشغول تواند بود « 23 » ، و على الوجه بشرايط اين شغل نازك قيام
هامش
( 1 ) حياطت ( ش ، نگهدارى و سرپرستى ) .
( 2 ) ضا ، الدين .
( 3 ) ثقة الدين از .
( 4 ) ش ، محرم و خاص .
( 5 ) ش ، فحص و تأنى .
( 6 ) ش ، برپاى داشتن .
( 7 ) دواعى .
( 8 ) سبكسارى ( ظ ، سبكبارى ) .
( 9 ) ثقة .
( 10 ) و استنبال ( ظ ، و استيهال ) .
( 11 ) ثقة .
( 12 ) توقير .
( 13 ) و برأى صاحب صائب .
( 14 ) سا .
( 15 ) ضا ، باشد .
( 16 ) ش ، برامدن و رواشدن .
( 17 ) و كتاب .
( 18 ) در رعايت .
( 19 ) حميد .
( 20 ) و صيانت .
( 21 ) تعظيم و تبجيل .
( 22 ) ش ، تكليف شاق كردن و بتنك آوردن .
( 23 ) بودن .