تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
خداوند مىباشند ، پس صلوات و رحمت خداوند بر آن جنابان و بر ذارى و اولاد و اقارب و بر محبّان و مواليان و محسنان به ذرارى و اولاد و اقارب ايشان و لعنت خداوند بر دشمنان ايشان و مبغضان و بدرفتاران با ذريّه و اولاد و اقارب ايشان باد ، من الازل الى ابد الآباد و مخفى نماناد كه از آن‌جائى كه اين حقير للّه الحمد و المنّة در عالم حسب و نسب از جمله تبعه و ذريّهء آن جنابانم و البتّه در اين زمان ايضا از سنخ همان منافقين كه در وقت نزول آيهء
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ
كه سابقا ذكر آن شد جناب پيغمبر را صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به تهمتى كه ذكر شد ايضا متهم گردانيدند ، پس البته اين حقير را ايضا در فقرات و مضامين اين تحفه متهم به همان تهمت خواهند گردانيد و جواب ايشان ايضا همان جوابى است كه آن حضرت به فرمودهء خدا به آن اشخاص فرمود كه آن‌چه من از شما خواستم از براى خير و نفع خود شما خواستم نه از براى خير خود و للّه الحمد و الشّكر كه اصلا ملتمسى از هيچ كس و به هيچ‌وجه ما را نه و همان منسوب بودن به آن جنابان ما را كافى و وافى است و ان شاء اللّه تعالى هميشه بدين منوال خواهد بود .
چنان كن يا رب از اهل جهان بىملتمس ما را * كه تا باشيم نبود التماس از هيچ‌كس ما را
با آن‌كه خود ايضا مثل ساير مردمان و عوام النّاس مكلّف به موالات و دوستى نمودن و احسان كردن به ذريّه و محبّان آن جنابان هستم و از زمرهء مواليان ذريّه و خادمان شيعه و تبعه ايشان مىباشم و الحمد للّه على هذه النّعمة و الوسيله .
به جان پير خرابات و حقّ نعمت او * كه نيست در سر من جز هواى خدمت او چراغ صاعقهء آن سحاب روشن باد * كه زد به خرمن من آتش محبت او
پس مقصود از ذكر اين تحفه ارشاد و هدايت نمودن مردمان است به اين وسيلهء عظما ، چون‌كه از جملهء امور مخفيّه و مستوره در نزد ايشان بوده است و مىباشد هر چند كه اكثر اهل و ابناء اين زمان قابل و لايق اين نوع از فوز و سعادت نيستند با آن‌كه هريك از آن‌ها كه از سنخ و شعاع آن جنابان است البته و لا محاله محب ال و مايل به اولاد و ذريّه و اقارب ايشان است و هريك از آن‌ها كه از سنخ و شعاع ايشان نيست بلكه از سنخ اعداء و دشمنان ايشان است البتّه و لا محاله ايضا مبغض و معرض از ذريّه و اولاد و اقارب ايشان مىباشد از آن‌جائى كه جنس باهم جنس خود ميل و اقبال