الطّبق الثّانى : در بيان كيفيت ارتباط و تعلق عقل به موجودات و آنچه متعلق به آن است
و در آن چند تحفه است .
تحفه : [ 1 ] ، [ اصل « تعرف الاشياء باضدادها » به عنوان مقدمهاى براى خلقت جهل ]
اولا بايد دانسته شود كه ظهور و معروف شدن هرچيز به قياس نمودن بر ظهور و معروفيت ضد آن است و به غير از اين ، ممتنع است و ممكن نيست ؛ چونكه حقيقت معنى ظهور و معروفيت چيزى آن است كه اطوار و اوصاف و حالات و كيفيات آن چيز را اين كس بفهمد ؛ يعنى بيابد و وجدان نمايد و محسوس او بشود ؛ از آنجا كه عالم حس و وجدان ، نهايت عالم ظهور و بروز است و از براى ظهور ، مرتبهاى از آن بالاتر نيست و يافتن حقيقت اوصاف و حالات آن چيز ، به جز از محسوس نمودن آثارى را كه بر آنها مترتب است ، ممكن نيست ؛ چونكه ظهور حقايق به ظهور آثار او است لا غير .
و معناى محسوس نمودن آثار عبارت است از ديدن يا شنيدن يا چشيدن يا بوييدن