تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
چهارم « 1 » ، آنك اگر حادثه‌اى از وقايع روزگار به مال راه يابد ، صاحب او مفلس و درويش گردد و آن مشقّت « 2 » كه در اكتساب مال برده باشد ، بكلّى ضايع شود و حال علم به عكس اينست كه « 3 » هرگز از عالم « 4 » منفك نشود و اگر جملهء عالم جمع شوند كه يك مسأله « 5 » از خاطر عالم محو كنند ، نتوانند « 6 » . پنجم « 7 » ، آنك علم در آخرت سبب نجات بود « 8 » و مال سبب عذاب « 9 » . و شايد كه فايده‌اى ديگر باشد « 10 » ، اگر عالم باشد و « 11 » او را از اموال دنيا هيچ نباشد ، به وسيلت علم ، مال تواند حاصل كردن « 12 » و اگر جاهل بود ، به عكس اينست « 13 » . شعر
هيچ گنجى نيست از فرهنگ بِهْ * تا توانى رو هوا زى « 14 » گنج نِهْ « 15 »
* * *
نگهبانِ گنجى تو از دشمنان * و دانش نگهبانِ تو جاودان « 16 » به دانش شود مردْ پرهيزگار * چنين گفت آن بخرد هوشيار « 17 » كه دانش ز تنگى برون آورد * چو بىراه گردى به راهت برد « 18 »
هامش
( 1 ) . ق : فضيله چهارم . ( 2 ) . ق : مشقتى . ( 3 ) . ق ( كه ) ندارد . ( 4 ) . ق : علم . ( 5 ) . ب : كه مسئله . ( 6 ) . ب و ق : ممكن نگردد . ( 7 ) . ق : فضيله پنجم . ( 8 ) . اساس : نجات را سبب بود ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است . ( 9 ) . ب + بود . ( 10 ) . ق + كه . ( 11 ) . ب ( و ) ندارد ، ق : كه . ( 12 ) . ب : مال حاصل تواند كردن . ( 13 ) . ب و ق : اما اگر مال بود و [ ق ( و ) ندارد ] هيچ دانش و كفايت نبود علم هرگز حاصل نشود و شايد كه مال نيز از سبب نادانى ضايع شود . ( 14 ) . ب : هواى . ( 15 ) . ق : به . ( 16 ) . ق : توست جاويدان . ( 17 ) . ب : روزگار . ( 18 ) . ق : به راه آورد ، ب + و الله اعلم .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 23 | علي بن أبي حفص بن فقيه محمود الإصفهاني / على اكبر احمدى داراني