تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
است . » ( دايرة المعارف فارسى ) ( 102 ) ص 76 ابو على بيّاعى : اين شخص شايد همان كسى باشد كه در تاريخ طبرستان با عنوان « قاضى القضات ابو القاسم البياعى ، انگشت‌نماى جهان در فنون علوم فقه و كلام و شعر و ترسّل و حكمت و نظم و نثر تازى و پارسى و طبرى » معرفى شده است . - تاريخ طبرستان ، ص 125 . ( 103 ) ص 77 عبد الله بن عمر : « وفات 73 ه ق ، صحابى معروف ، پسر عمر خطّاب ، پيش از هجرت در مكه متولد شد با پدر اسلام آورد و پيش از وى به مدينه هجرت كرد . . . در 83 سالگى وفات يافت و او آخرين كسى از صحابه بود كه در مكه درگذشت . » ( دايرة المعارف فارسى ) ( 104 ) ص 79 كه قرب چهار هزار سال پادشاهى بر آل ساسان به چه ماند ؟ در مورد مدت زمان پادشاهى آل ساسان ( ساسانيان ) اغراقى صورت گرفته است . از زمان تاجگذارى اردشير ، مؤسس سلسله ساسانيان به سال 226 ميلادى تا هنگام قتل يزدگرد آخرين پادشاه ساسانى به دست آسيابانى در مرو به سال 661 حدود 435 سال گذشته بود . - ايران در زمان ساسانيان ، صص 137 - 659 ( 105 ) ص 79 گويند كه از بعضى از آل ساسان پرسيدند . . . بوزرجمهر را پرسيدند : « سبب چه بود كه پادشاهى آل ساسان بيران گشت و تو تدبيرگر آن پادشاه بودى و امروز ترا براى و تدبير و خرد و دانش در همهء جهان همتا نيست ؟ » گفت « سبب دو چيز : يكى آل ساسان بر كارهاى بزرگ كارداران خرد و نادان گماشتند و ديگر آن‌كه دانش را و اهل دانش را دشمن داشتندى ، بايد كه مردان بزرگ و خردمند خريدارى كنند و به كار دارند ، و سركار من با زنان و كودكان افتاد . » ( سير الملوك ، ص 246 ) ( 106 ) ص 79 وقتى به نوشروان عرضه داشتند . . . بسنجيد با اين بيتها از شاهنامه :
دگر گفت انوشه بدى جاودان * نشست و خور و خواب با موبدان يكى نامور مايه‌دار ايدرست * كه گنجش ز گنج تو افزونتر است چنين داد پاسخ كه آرى رواست * كه از فرّهء پادشاهى ماست
( شاهنامه / ج 8 / ص 267 / ب 73 - 3671 ) ( 107 ) ص 80 فريدون فرخ نوشته نبود . . . اين دو بيت از شاهنامه فردوسى است - شاهنامه ج / 1 ص / 252 ب 807 ( 108 ) ص 82 احنف قيس : « ابو بحر صخر بن قيس مرّى تميمى ( بصره 3 ق ، كوفه 72 ق ) ، از اجلهء تابعين و از فاتحين بزرگ ، چون اسم جدش مرة بن عبيد بود او را مرّى مىگفتند و چون از كودكى پايش را كج بر زمين مىنهاد ، ملقّب به احنف گرديد . . . و با اينكه زمان رسول الله ( ص ) را دريافت ، موفق به ديدار آن حضرت نگرديد . . . احنف در حلم و حوصله يگانه روزگار