( 49 ) ص 34 على العاقل . . . - بحار الانوار / ج 71 ، ص 279 ؛ ج 77 ، ص 74
( 50 ) ص 35 لسانى سبع . . . در شرح فارسى غرر الحكم / ج 1 ، ص 320 به صورت : « اللّسان سبع ان اطلقته عقر » و در نهج البلاغه ، ص 370 به صورت « اللّسان سبع إن خلّى عنه عقر » ضبط شده است .
( 51 ) ص 35 راحة الانسان . . . در معجم الامثال العربيه ، ص 45 به صورت : « حفظ اللّسان راحة الإنسان » ضبط شده است
( 52 ) ص 35 عمرو بن ليث : « فوت 289 ه ق . دومين امير ( 265 - 287 ه ق ) از سلسلهء صفاريان در ايران ؛ برادر و جانشين يعقوب ليث ، وى بعد از وفات يعقوب و رفع اختلاف با برادر كوچكتر خود على كه خواستار حكومت بود ، به جاى او نشست ( 265 ه ق ) . . . - دايرة المعارف فارسى ؛ الأعلام / ج 5 ، ص 84
( 53 ) ص 35 رب كلمة . . . در فرائد اللآل فى مجمع الامثال / ج 1 ، ص 248 به صورت :
و ربّ كلمة تقول دعني * لصاحب ياذا فقل ما يغنى
و در معجم الامثال العربيه ، ص 46 به صورت : « ربّ كلمة تقول لصاحبها دعني » ضبط شده است .
( 54 ) ص 37 هشام : « هشام بن عبد الملك 71 - 125 ه ق ، دهمين خليفه ( 105 - 125 ) اموى ؛ جانشين برادرش يزيد بن عبد الملك . . . » - دايرة المعارف فارسى
( 55 ) ص 38 تنصفنى ايا ابا حاتم . . . اى ابا حاتم ! با من به انصاف رفتار كن و گرنه به حاكم خواهم رساند كه از مال اين پادشاه خفته شصت هزار [ درم ] براى خريد قاسم صرف كردهاى .
باب پنجم
( 56 ) ص 39 الرغبه . . . - بحار الانوار / ج 73 ، صص 91 ، 120 ؛ ترك الاطناب ، ص 143
( 57 ) ص 40 از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست : اين شعر در مجمع الفصحاء ، ص 439 و در آتشكده ، ص 218 ضبط شده و به بندار رازى منسوب گرديده است . همچنين در كليله و دمنه ، ص 113 بدون نامى از شاعر ، روايت شده است .
( 58 ) ص 41 بيت : در تمام متن تحفة الملوك تنها همين يك مرتبه عنوان اشعار به صورت « بيت » آمده است . براى تفاوت بين « بيت » و « شعر » - مرصاد العباد ، ص 553 - 557 و 691 - 692 .
( 59 ) ص 41 كار از لب خشك و ديدهء تر بگذشت : اين رباعى در نزهة المجالس ، ص 208 رباعى 762 به شخصى با نام « سيّد مرتضى » منسوب گرديده و به اين صورت ضبط شده است :
كار از لب خشك و ديدهء تر بگذشت * تير غم او ز جان و دل بربگذشت
آبيم نمود بس تنك ، آتش عشق * چون پاى در او نهادم ، از سر بگذشت