* * *
سرشك اشك خون پالاى چشمم * قيامت مىكند روز جدايى
مرا چون حاصل از محبوب اين بود * چه بودى گر نبودى آشنايى
* * *
بسى سرگشته گشتم در ممالك * بسى بردم سلوك اندر مسالك
نگشتم بر مراد خويش مالك * « لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك » « 1 »
* 585 * در شهور سنهء سبع و سبعين و سبعمائة كه اتّفاق توجّه به مملكت آذربايجان « 2 » افتاد به صحبت يكى از علما [ ى ] عيسوى كه در حكمت علمى و عملى مشار إليه بود رسيد [ م ] و اين پنج مسأله از او قلمى گرد [ يد ] « 3 » آن حكيم مقرر كرد كه اين مسايل در تمام دوران فرض است كه رعايت كنند : اوّلا : رعايت نفس ، ثانيا : رعايت شرع « 4 » ، ثالثا : رعايت عقل ، رابعا : رعايت دين ، خامسا : رعايت مال . و من اللّه التّوفيق و الإعانة .
* * * حرّره أقلّ عباد اللّه الغفّار أبو « 5 » اسحاق فخر وفادار تاب اللّه عليه فى ثالث و عشرين من شعبان المعظّم لسنة إثنين و ثمانين و سبعمائة ، فالحمد للّه ربّ العالمين و الصلاة على نبيّه محمّد و آله و صحبه الطّاهرين .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سوره التّغابن ( 65 ) قسمتى از آيه 1 .
( 2 ) آذربيجان .
( 3 ) كرد با توجه به اينكه حرف ك و گ به يك شكل نوشته شدهاند .
( 4 ) كلمه شرع ورع هم خوانده مىشود با توجه به مورد چهارم .
( 5 ) أبى .