تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
دم به دم سيل زند موج سرشك از چشمم * باورت نيست ببين مردم آب [ آلوده ] ديشب از ساقى مهوش طلبيدم آبى * قدحى داد به من از مى ناب [ آلوده ] گفتم اى ماه شرابست هرآب از سر لطف * خيز و آبى بده اى بخت به خواب [ آلوده ] گفت كز عكس لبم شعشعه بر جام افتاد * فخر بستان و بنوش آتش آب [ آلوده ] « 1 »
* * *
* 584 * شبى به دلبر فتّان خويش مىگفتم * معلّمت همه شوخى و دلبرى آموخت جواب داد كه شوخى و دلبرى چه بود * صفا و ناز و عتاب و ستمگرى آموخت
* * *
سروى شبانه آمد آن مايهء روح * ز آمد شدن نفس لبانش مجروح خوى كرده عذار نازكش ز آتش مى * چون ژاله كه بر لاله نشيند به صبوح
* * *
خاقانى آنكه مذهب نظمش درست نيست * در شرع شعر هركه به او اقتدا نكرد برش گوى اين دو بيت مرا نثار آن‌كه * ترك على ، عمر آن بىوفا نكرد « 2 » حقا طراز نگار بالاى هيچكس « 3 » كه آن را قبا نكرد
هامش
( 1 ) كلمه آلوده داخل قلابها هيچكدام در آخر ابيات نيامده است . ( 2 ) اين مصراع به ظاهر اين گونه خوانده مىشود . ( 3 ) در اين موضع دو كلمه خوانده نمىشود .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 88 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه