بحر و كان چيست نزد همّت تو * دو جهان يك عطيّه خواهد بود
تا جهان هست عدل شامل تو * دافع هر بليّه خواهد بود
عفو عامت به يك نظر بخشد * هر كرا صد خطيئه خواهد بود
تا كه از حادثات دور فلك * كى دوام اين قضيّه خواهد بود
خستهام در عنايتى ميكن * پرسشم از منيّه خواهد بود
شازى كز دعاء عالم غيب * بهر تو بس هديّه خواهد بود
فى الإلتماس
چندان بقابت باد كه كز خرمى جهان * بر جويبار بردمد اين چرخ صنوبرى
از خرمن سعادت « 1 » و از كشتهزار عمر * چون خوشه تا ابد بسرآيى و برخورى
* 920 * « 2 » و له
اى عزيزى كه پاى مردى تو * در همه حال دستگير رهيست
صبح با خاطر تو دم نزند * ور زند همچو شب ز دل سيهيست
هركه هر بامداد با تو نشست * تا قيامت نشان روزبهيست
چون گياه در پناهت آمدهام * كه مرا سايهء تو سرو سهيست
زود بفرست أقچه كرباس * كه مرا دست تنگ و كيسه تهيست
أيضا له
اى عزيزى و نيكخواهى تو * هست بر ذمت دعاگو فرض
عرصه همّت تو مستغنيست * چون بسيط فلك ز طول و ز عرض
همه از جام شاديت مستند * اهل فوق السّماء و تحت الأرض
مىرود التماس از لطفت * دو قرابه شراب ليك به قرض
و له أيضا
هامش
( 1 ) سعادة .
( 2 ) اين متن در نسخه عكسى بياض صفحه 921 است .