911 « 1 »
فى اللّغز
اگر دانا دلى نامى چه نامست * حروفش جمله از عجم و نقط دور
چهارش حرف هست و هريكى زان * نه مرفوع و نه منصوب و نه مجرور
دقيقست اين معانى امتحان را * اگر معلوم شد نور على نور « 2 »
* * *
فى الهجا [ ء ]
نزمدح كه گفتمت دل افروخته [ اى ] * نز هجو كه كردمت جگر سوخته [ اى ]
نه شاد بدانى نه بدينى غمگين * اى قحبه زن آخر زنمد دوخته [ اى ]
* * *
تا چند من خمير بسرشته خورم * وين آرد به خون دل در آغشته خورم
يك بار چو بابزن كبابم ندهى * من آتش شمعم كه همه رشته خورم
أيضا فى الهجا [ ء ]
* 912 « 3 » * بر موجبه كلىّ و كبرات ريم * بر سالبه جزوى و صغرات ريم
بر شكل و محاسن « 4 » و وضع و حملت شاشم * برعكس نقيض و بر قضايات ريم
فى اللّغز
از طريق گشاد خواهم گفت * لغزى برگشا اگر مردى
هامش
( 1 ) اين متن در نسخه عكسى بياض صفحه 908 است .
( 2 ) يك بيت حاشيه بالاى صفحه آمده كه كاملا خوانا نيست و تكرار اين بيت در حاشيه بالاى صفحه 913 مصحّح نيز آمده است . معادل 910 نسخه عكسى بياض :ياريش كنى به پاى دست * چو شانه شود در طلب سراسر پاى( 3 ) اين متن در نسخه عكسى بياض صفحه 909 است .
( 4 ) اين كلمه به ظاهر محاسن خوانده مىشود .