تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
سرش از تن جدا كن و نيمى * در پيش نه كه نام او بردى
فى المطيّب
آنها كه به زخم تيغ خون مىريزند * از سيف « 1 » تو چون مىبيزند تو رفته به روستا و خلقى به مراد * بيمار همى شوند و برمىخيزند

فى المطايبة

از زر ار من ترا به چنگ آرم * نشنوى نام حقّه و صندوق مىفرستم ترا چو شاگردان * در پى مطرب و مى و معشوق
هامش
( 1 ) يك كلمه خوانده نمىشود .