گران نهاد خزاين به ديگران بگذاشت * ورين گرفت ممالك به ديگران بسپرد 908 « 1 » اگر بخورد كسى آنقدر بخورد كه خورد
و گر ببرد كسى آنقدر ببرد « 2 » كه برد * نه هركه مال نبودش به عاقبت بنزيست « 3 »
نه هركه مال جهان داشت عاقبت بنمرد
رباعيّة
در راه خدا تصرف آغاز مكن * چشم بد خود به عيب كس باز مكن
سرّ دل هركسى خدا مىداند * در خود نگر و فضول آغاز مكن
فى السّلوك
اوّل قدم از ره آزمايش باشد * پس دم به دم از غيب نمايش باشد
در بستگى راه قدم پست مكن * زنهار كه بعد ازين گشايش باشد
لكاتبه جمال صورت بىكمال معنى معيوبست و معنى در هرصورت كه جمال نمايد خوبست نماز بىنياز آز آرد و نياز در نماز ترا از همه باز آرد * 909 « 4 » * هرچه ترا به دوست رساند عين طاعت است و هركه ترا از خود برهاند شيخ معرفت هرچيز كه ترا از دوست باز دارد حجاب تو اوست . هر دل كه مستعد جلوهء محبوب افتاد همه عالم خلوت « 5 » اوست ، خورشيد در ذرّه ديدن و ذره به اوج خور كشيدن كار أهل صفاست شاخ طاعت بىآب معرفت نبالد و گل معرفت بىرنگ شريعت بو ندهد
هامش
( 1 ) اين متن در نسخه عكسى بياض صفحه 895 است .
( 2 ) برد .
( 3 ) به نزيست .
( 4 ) اين متن در نسخه عكسى بياض 896 است .
( 5 ) خلوة .