تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
گران نهاد خزاين به ديگران بگذاشت * ورين گرفت ممالك به ديگران بسپرد 908 « 1 » اگر بخورد كسى آن‌قدر بخورد كه خورد و گر ببرد كسى آن‌قدر ببرد « 2 » كه برد * نه هركه مال نبودش به عاقبت بنزيست « 3 » نه هركه مال جهان داشت عاقبت بنمرد
رباعيّة
در راه خدا تصرف آغاز مكن * چشم بد خود به عيب كس باز مكن سرّ دل هركسى خدا مىداند * در خود نگر و فضول آغاز مكن
فى السّلوك
اوّل قدم از ره آزمايش باشد * پس دم به دم از غيب نمايش باشد در بستگى راه قدم پست مكن * زنهار كه بعد ازين گشايش باشد
لكاتبه جمال صورت بىكمال معنى معيوبست و معنى در هرصورت كه جمال نمايد خوبست نماز بىنياز آز آرد و نياز در نماز ترا از همه باز آرد * 909 « 4 » * هرچه ترا به دوست رساند عين طاعت است و هركه ترا از خود برهاند شيخ معرفت هرچيز كه ترا از دوست باز دارد حجاب تو اوست . هر دل كه مستعد جلوهء محبوب افتاد همه عالم خلوت « 5 » اوست ، خورشيد در ذرّه ديدن و ذره به اوج خور كشيدن كار أهل صفاست شاخ طاعت بىآب معرفت نبالد و گل معرفت بىرنگ شريعت بو ندهد
هامش
( 1 ) اين متن در نسخه عكسى بياض صفحه 895 است . ( 2 ) برد . ( 3 ) به نزيست . ( 4 ) اين متن در نسخه عكسى بياض 896 است . ( 5 ) خلوة .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 393 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه