چهار هزار نقطهء نبوّت است و آن شخص غالب بر همه محمّد رسول اللّه است * 788 * صلّى اللّه عليه و سلّم من استجازه كردم از ايشان كه مرا راه دهيد تا اوّل زيارت « 1 » حضرت « 2 » رسالت دريابم بعد از آن انبيا [ ء ] ديگر عليهم السّلام ايشان مجال دادند چون مقابل روى مباركش رسيدم و سلام كردم روى از من بگردانيد به طرفى ديگر آمدم و سلام كردم همچنان روى گردان شد تا سه نوبت بعد از آن من در خاك افتادم و گفتم يا رسول چه بىادبى يا ترك سنّت و متابعت از من صادر شده كه روى مبارك از من مىگردانى از سر غضبى تمام فرمود كه دوستى از دوستان ما پارها [ ى ] عصيده يعنى كاچى « 3 » به خرما از تو بطلبد و التفات به وى نكنى و به دعوت « 4 » خليفه روى گفتم : يا رسول همين ساعت به تدارك آن مشغول گردم و از غايت هيبت بيدار شدم چون به خانقاه آمدم جاى درويش خالى يافتم و آواز * 789 * در خانقاه شنيدم كه مىگشاد به تعجيل از پى وى برفتم و گفتم از براى رضاى حق زمانى توقّف نماييد تا آن مطلوب شما حاصل كنم روى باز پس كرد و گفت خلافت جنيد چنين خواهى كرد كه چون درويشى را احتياج به چيزى افتد جمله انبيا را به شفيع نزد تو بايد آورد تا محصّل عرض وى باشد برو كه نمىخواهيم و التفات نفرمود و به راه خود برفت شيخ محمد جريرى گفت اين زمان چهل سالست تا طالب دوستى چنانم و نمىيابم اين حكايت « 5 » بدان آوردم تا از حال مسكينان غافل نگردند تا از دولت دو جهانى محروم نمانند .
[ حكايت ناصر خليفهء بغداد ]
حكايت از خلفا [ ى ] بغداد يكى را « 6 » ناصر خليفه گفتندى و وى مادرى داشت عظيم معتقد درويشان بود و اين زمان در بغداد مشهد او معروف و مشهور است بدان واسطه * 790 *
هامش
( 1 ) زيارة .
( 2 ) حضرة .
( 3 ) كاجى - منظور كاچى همراه با خرما است و كاچى نوعى آش شامل آرد و روغن است .
( 4 ) دعوة .
( 5 ) حكاية و أيضا مورد بعد .
( 6 ) از .