بيت
عالم آن كس بود كه بد نكند * نه كه « 1 » گويد به خلق و خود نكند
* * *
و قل لمن يدّعى فى العلم فلسفة * حفظت شيئا « 2 » و غابت عنك أشيا [ ء ] « 3 »
و ممكنست كه نفسى قدسى به جاذبه
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
« 4 » از مطمورهء جهل به مقصورهء علم و فضل ناگاه بىآگاه متصاعد گردد مثل
وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ
« 5 »
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
« 6 » .
بيت
در دهر به نادر اينچنين مىافتد * وين دولت هر سيه گليمى نبود « 7 »
نه هرچه توان بود توان ديد و نه هرچه توان ديد توان دانست و نه هرچه توان دانست به إزا [ ى ] آن عبارتى باشد و نه هرچه آن را عبارتى باشد توان گفت و نه هرچه توان گفت بر آن برهانى توان بود أمسيت « 8 » كرديّا و أصبحت عربيّا نه هركه دارو خرد دارو خورد ، ربّ حامل فقه إلى من هو أفقه منه .
نه هركو آيد از كوهى بود با دعوت موسى * نه هركو زايد از زالى بود با سطوت دستان
باب فضل العقل
* 757 * قال [ النّبىّ ] عليه الصّلاة و السّلام : ما اكتسب المرء مثل عقل يهدى صاحبه إلى
هامش
( 1 ) كى .
( 2 ) شيأ .
( 3 ) شعر از ابو نواس است در مورد نظام معتزلى سروده است .
( 4 ) قرآن كريم ، سوره كهف ( 18 ) آيه 65 .
( 5 ) قرآن كريم ، سوره عنكبوت ( 29 ) آيه 48 .
( 6 ) قرآن كريم ، سوره ( 29 ) آيه 41 .
( 7 ) در بياض به همين شكل آمده است .
( 8 ) مىتوان أمسيت نيز خواند و هكذا فعل بعد .