690 * دى بلبلكى بر سر شاخى با جفت * مىگفت غمى كه در دلش بود نهفت
بىخود شدم از رشكش و با خود گفتم * شاد آنكه غمى دارد و نتواند گفت
و له
عابوه و قالوا نسخت آياته * الخطّ أتى و ما أتى ميقاته
و ما احتط و ما كادوا [ . . . ] « 1 » * من آهة وجدى صديت [ . . . ] « 2 »
و له
قم فأسق على ترنّم الأوتار * راحا قضبت بشربها الأوطار
فى الحسن بلغت منتهى الآمال * ما احتاج نصابه إلى « 3 » الكمال « 4 »
كس نيست كه گويد خط مشكين ترا * كين غاليه بر ماه چرا مىمالى « 5 »
كم خسب به وقت صبح كاندر پى ماست * خوابى كه قيامتش بود بيدارى
فرد
عمر نبود آنچه غافل از تو نشستيم * باقى عمر ايستادهام به غرامت
لا أدرى ، لا أعرف قائله
گردى كه سم سمندت أفشاند * باد آمد و سوى آسمان راند
هر ذرّه از آن ستاره [ اى ] شد * سرمايهء نور باره [ اى ] شد
لواحد فى وصف الرّبطة ، و لقد أجاد
ساعتى بود پس به عزم شدن * قامت سرو را خرامان كرد
سرو را از شكوفه ساخت غلاف * ماه را شهر بند كتان كرد
آن همه فتنه زير يك چادر * من ندانم چگونه پنهان كرد
هامش
( 1 ) در اين موضع دو كلمه خوانده نمىشود .
( 2 ) در اين موضع يك كلمه خوانده نمىشود .
( 3 ) اين موضع محوشدگى دارد و ( الى ) از روى حدس انتخاب گرديده است .
( 4 ) حرف م روى اين بين دال بر اين است كه اين بيت مقدم است بدين سبب جاى آن دو را تغيير دادهام .
( 5 ) حرف خ بر روى اين بيت دال بر اين است كه اين بيت مؤخر است .