تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
خوارى نكشم نعوذ باللّه * هم فاقه و عزل و نزارى * 457 * مدعيّى گفت بِهِ ليلى بِهِ ظنز * رو كه چنان چابك و موزون نه [ اى ] ليلى ازين حرف بخنديد و گفت * با تو چه گويم كه تو مجنون نه [ اى ] « 1 »

أيضا لآخر : [ ياران كجاوه ، غم ندارند . . . ]

ياران كجاوه ، غم ندارند * از منقطعان كاروانى اى ماه محفّه سر فرود آر * تا حال پيادگان بدانى

صاحب أعظم سعيد غفر اللّه له ، ركن الدّين عميد الملك راست

ترسابچه [ اى ] كه هركه در شهر * سرمست مى مغانهء اوست خاصيّت آب زندگانى * در خاك شرابخانهء اوست

و له : [ ساروان را دوش گفتم ماه بىمهرم كجاست . . . ]

ساروان را دوش گفتم ماه بىمهرم كجاست * گفت كَانَ ، محمل‌نشين در كاروانى ديگرست گفتم از دورش توانم ديد ؟ گفت : از مِن مپرس * كَانَ زمام اكنون بِهِ دست ساروانى ديگرست

خواجه نظامى و من كتاب مخزن الأسرار

* 458 * تا سخن آوازه دل درنداد * جان ، تن آزاده بِهِ گل باز نداد چون قلم آمد شدن آغاز كرد * چشم سخن را بِهِ سخن باز كرد بىسخن آوازهء عالم نبود * اين همه گفتند و سخن كَم نبود خط هر انديشه كو پيوسته شد * در بر مرغان سخن بسته شد گرچه سخن خود ننمايد جمال * بيش پرستندهء مشتى خيال ما كه نظر بر سخن افكنده‌ايم * مرده أوييم « 2 » و به دو زنده‌ايم .
هامش
( 1 ) نه و هكذا بيت بالا . ( 2 ) اويم .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 516 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه