پرش به محتوای اصلی

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحه 515

پدیدآورندگان:

ص۵۱۵
اگر بخورد كسى آن‌قدر بخورد كه خورد * وگر ببرد كسى آن‌قدر ببرد كه برد

انورى راست

* 456 * انورى بهر قبول عامه چند از نيك شعر * راه حكمت رو قبول عامه‌گو هرگز مباش رفت هنگام غزل گفتن كنون سردى مكن * راوَيَان را گرمى هنگامه‌گو هرگز مباش تاج حكمت با لباس عافيت‌دارى بپوش * جان چو كامل شد طراز جامه‌گو هرگز مباش . در كَمَال بو على نقصان فردوسى نگر * هركجا آمد شفا شهنامه‌گو هرگز مباش « 1 » « 2 »

أيضا له : [ خاطرى چون آتشم نيست و زبانى همچو آب . . . ]

خاطرى چون آتشم نيست و زبانى همچو آب * فكرتى تيز و ذكايى رام و طبعى بىخلل اى دريغا نيست ممدوحى سزاوار مديح * وى دريغا نيست معشوقى سزاوار غزل « 3 »

لآخر : [ عنان از خلد برتابم ز غيرت . . . ]

عنان از خلد برتابم ز غيرت * اگر ترحيبى از رضوان نبينم چو سنبل رو بتابم از گلستان * اگر رخسار گل خندان نبينم « 4 »

نزارى راست

حاشا مِن و فربهى و ذلّت * تيغست ميان مَا و خوارى
پاورقی
( 1 ) حرف ش در سه بيت از چهار بيت بالا با فاصله يك سانتيمتر از بقيه ابيات نوشته شده است . ( 2 ) ر . ك ديوان انورى به كوشش سعيد نفيسى ص 407 . ( 3 ) ر . ك ديوان انورى به كوشش سعيد نفيسى ص 412 . ( 4 ) نه بينم و هكذا بيت بالا .