گفت چون فرود مىآيم كه او را رها كنم و بگريزم بازوم را به دندان مىگيرد و نگاه مىدارد تا خصم بر سرم مىآيد !
پس چون اين عيب آخر را جوابى نداشت اسپ را تصرّف كرده بهاش بازداد .
* * * اگرچه عيوب مذكوره قابل دفع نيست امّا اين عيوب كه مذكور مىگردد قابليّت دفع و رفع دارد و تفصيل آن جالع ، اغتو « 1 » ، گهگير ، رمنده ، بدلجام ، كند ، كجدو .
پس سبب وقوع و حدوث هريكى از اين عيوب و اسباب دفع آن نيز ذكر كنيم .
بدانكه اسپ از آن جالع گردد كه تند بود و رفت و راهوارى نداشته باشد و با اسپان راهوار همراه گردد و خواهد كه با ايشان همعنانى كند . چون نتواند هرآينه تندى نمايد و بهتدريج آن تندى و بر هوا جستن خوى او شود و جالع گردد
سبب دفع اين خوى بد آنكه رايض دانا او را راهوار سازد . پس چون راهوار گردد و با اسپان ديگر همعنانى تواند كرد هرآينه ترك تندى و جالعى كند .
مثنوى
از آن جالع شود اسپ اى جهاندار * كه رفتش كم بود تنديش بسيار
هامش
( 1 ) - در صفحهء بعد « اوغتو » آمده و در يك مورد به صورت « اعتو » .