و سبب وقوع اين صورت آنكه چهارپا يك نشان باشد و آنرا « ارجل » خوانند .
و اگرچه بىيمنى و شومى در بعضى بيشتر از بعضى همچنانچه بدترين يك نشانها « عقربپيشانى » بود و « ارجل » حقيقى اوست ، و نعوذ باللّه از آدمى و اسپ عقربپيشانى !
ديگر آنكه دست چپ او سفيد باشد ، ديگر دست راست ، ديگر پاى چپ ، ديگر پاى راست .
علىهذا اين عيوب ظاهرى در اسپ و استر كه متعلّق به رقمهاى بدست قابليّت ازاله و دفع ندارد ، ليكن چند عيب ديگر در ايشان متصوّر كه قابل ازاله است .
و چند عيب ديگر آنكه چون از اوصاف ذاتيّهء چهارپاست قابل بيرون بردن و دفع نيست ، و از علامات و افعال چهارپا فهم بايد كرد :
همچون گنگى و آنرا « ابكم » خوانند . علامت اين عيب آنكه چون ماديان بيند به طريق ديگر اسپان آواز نكند .
ديگر شبكورى - علامت اسپى كه شبكور بود و آنرا « اغشى » خوانند آنكه در شب از چيزى كه ديگر اسپان رمند او نرمد ، و اگر بجايى كوتاهش در شب برانند برود ، و اگرچه در روز سرباز زند و نرود .
ديگر كرى - علامت اسپى كه كر باشد و آنرا « اصمّ » خوانند آنكه چون اسپان بانگ كنند جواب ندهد و مادام گوشها بازپس انداخته باشد .
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٤٠