تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
و چون به اين صفات موصوف باشد و مرغوب طبيعتت بود خويش را به دست او مده و زير فرمان او مباش . اسكندر را گفتند چرا دختر دارا نكاح نكنى و نخواهى - چون به‌غايت خوب و پسنديده است . گفت ناپسنديده باشد كه بعد از ان كه بر مردان عالم غالب گشته باشيم زنان بر ما غالب گردند . پس تا توانى از پى زن محتشمتر از خويش مپوى و تا دوشيزه « 1 » يا بى شوىكرده مجوى . تا در او جز مهر تو مهر ديگرى نباشد و پنداشته باشد كه مجموع مردم از يك جنس باشد و طمع به ديگرى نكند .

شرط ديگر

آنكه از زن باددست ناكدبانو دور باش . چه گفته‌اند مرد بايد كه رود باشد و زن بند آن رود . و از جمله اوصاف حسنهء زنان بخل است . و اى بسا چيز كه در مردان هنر باشد و در زنان عيب ، همچون دبيرى و دليرى و فصاحت و سخاوت و امثال ذلك . و اگرچه بعضى از ارباب دولت و اصحاب ثروت اين زمانه را بخل عادت خويش است و سخا شعار خانه !

قطعه

بخل را ديدم و سخا هردو * كرده اندر سراى خواجه وطن
هامش
( 1 ) - اصل : دوشيذه .
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 219 | ايرج افشار / شجاع