فصل دهم در باب آداب زن خواستن و شرط آن
تا توانى مجرّد زى و متفرّد باش ، چه مجرّدى غايت استغنا و آزادى است .
مثل
هركه مجرّد نشيند نياز نبيند
امّا اگر به سبب غلبهء شهوت به اقصى الغاية متضرّر گردى به اين واسطه در دين تو خللى واقع گردد و شيطان بر تو مسلّط شود زن خواه .
چون زن خواستى حرمت خود و او نگاه دار . چه حرمت زن به شوى متعلّق ، و عزّت فرزند به پدر ، و دانش شاگرد به استاد ، و كرامات زاهد به دين ، و امن رعيّت به پادشاه ، و نظام پادشاهى به وقوع عقل و ثبوت عدل ، « دولة الملوك فى العدل » .
و اگرچه مال عزيزست از زن و فرزند دريغ مدار . امّا زن را به صلاح و فرزند فرمان بردار و مهربان دار . چه سررشتهء اين كار به دست تست .
و چون زن طلبى بايد كه پاكدامن و پاكدين و شوىدوست و كوتاه زبان و كوتاهدست و شرمناك باشد .
مثل
زن نيك زندگانى زندگانى بود