برجاى باشد و شرف اعلى و نفاست اجلى او بر ديگر متصرّفات آنكه به هر ضرورتى و حادثهاى از دست نرود .
چرا چه عقارى را وسائل بسيار بايد تا فروخته شود . نه چون ديگر چيزهاست كه به بازار برى و همان روز بفروشى ملك را مشترى بايد و همه كس خريدارى آن نتوانند كرد ، و متوسّط خواهد و همه كس را خبرت توسّط آن نباشد . و تردّد بر حدود و تحقيق احوال آن لا بدّ .
و اين مجموع اسباب مكث در بيع و فروختن و تا مشترى و متوسّط و محقّق پيدا شدن حادثه و ضرورت مرتفع شد و ملك ماند .
و شرف ديگر آنكه اگر حادثهاى رو نهاد يا غارتى دست داد هيچ آفريده نتواند برد و كس را تصرّفى در آن ممكن نه ، و ازين سبب ملك را « ميخ زرين » گفتهاند .
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: ايرج افشار
ص٢١٧