ناياب يابند و فارغ البال باشند و محكوم كسشان نبايد بود و به بلاى مداومت ملازمت اهل دنيا گرفتار نباشند و به محنت ضيق اليد و تنگنايى مبتلى نگردند .
بيت
هزار سال تنعّم كنى بدان نرسد * كه يك زمان به مراد كسيت بايد بود
ادب ديگر
آنكه دلير و بىباك و امين و مبصر و راستگو باشد و از بهر سود خويش زيان ديگران نخواهد .
و معاملت با آن گروه كند كه مغلوب و زيردست او باشند .
و از مردم فريبنده و بىبصر و خاين اميننما محترز و مجتنب باشد .
و آن جنس اشترا كند كه سود خويش در آن بيند .
و تا تواند اجناس كمكرايه خرد ، چه هرچه آن را خرج و كرايه بسيار بود « سقط بار » خوانند .
و آنچه خرد ناديده بيع نكند .
و آنچه فروشد تا نرخ شهر و آن ديار به يقين معلوم نكند نفروشد .
و با دوستان نزديك و مخلصان و هواداران خويش معاملت نكند ، و اگر كند از فايده و مكسب طمع ببرد تا خلل در دوستى و اخلاص پيدا نگردد .
و در جنسى كه او را امين و متوسّط آن سازند خود بخرد و غيرى را نيز صاحب جنس خود نسازد كه خود متوسّط باشد .