تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
ضعفا بتخصيص جماعتى كه از راحت عزّت و غنا به بلاى مذلت و عنا گرفتار باشند واجب و لازم دان و بر مقتضى « اكرموا عزيز قوم ذل و غنى قوم افتقر » ايشان را گرامى داشته اين معنى را ذخيرهء روز ناتوانى و ايّام تنگدستى و زمان وقوع مصايب گردان .

مثل

هركه در روز توانايى نيكى نكند در روز ناتوانى نيكى نبيند .

بيت

هركه فريادرس روز مصيبت خواهد * گو در ايّام سلامت به جوانمردى كوش

حكايت

گزيرى به چاهى درافتاده بود * كه از ترس او شير نر ماده بود همه شب ز فرياد و زارى نخفت * يكى بر سرش كوفت سنگى و گفت تو هرگز رسيدى به فرياد كس * كه مىخواهى امروز فريادرس همه تخم نامردمى كاشتى * ببين لاجرم بر كه برداشتى تو ما را همى چاه كندى به راه * به سر لاجرم درفتادى به چاه