« پ »
پا به سنگ برآمدن ، 14
پردهء قرق را برچيدن ، 95 ، 181 ، 190 ، 239 ، 264 ، 265
پس خم زدن : پيچ خوردن ، 15
پايه : پله ، 207
پارچه : قطعه ، 269 ، 105
پرّه : دامن ، كناره ، طرف ، 73
پيچ و تاب در ناف زمين افتادن ، 243
پير تقرير ، 7
پى سر كردن : بازگردانيدن ، 17
پى سوز ، 232
پى غلط زدن ، 15
پى گردنى خوردن ، 167
پى گردنى زدن ، 162 ، 168 ، 301
« ت »
تا رسيدن : به محض رسيدن ، در اكثر صفحات تغافل در كار كسى بلند كردن ، 56 ، 124
ته آر خالق ( تركى ) : با يك لباس ، تيار كردن ( طيار كردن ) : آماده نمودن ، 179 ، 147
تنكه : ورقهء نازك ، 261 ، 282
« ج »
جاهل سنّ : جوان ، 184
جگردار : دلير ، با جرأت ، 245
جگردارى : دليرى ، جرأت ، 77
جلبندى ، 151 ، 157 ، 180 ، 226 ، 264 ، 299 ، 300
جلوريز : با عنان آزاد ، با شتاب ، 36 ، 101 ، 102
جوق : گروه ، جماعت ، 2 ، 268
جوكى : مرتاض هندى ، 298
« چ »
چارسو ، 14
چهارقب ، 314
چاشنى تيغ را دريافتن ، 35 ، 127
چل : چهل ، 121
چهره شدن : روبرو شدن ، 73
چيق ( تركى ) : پرده مانندى كه از نى و چوبهاى نازك سازند و از پيش در خانه آويزند ، 122
« ح »
حرامى گرى ، 89
حساب در دفتر ده مستوفى نگنجيدن ، 249
حق بر مركز قرار گرفتن ، 237
حواله شدن : حواله كردن ، 87 ، 116
« خ »
خاك در كاسهء سر ريختن ، 157
خامهء عنبرين شمامه ، 44
خاك ( جايى ) را به توبره كردن ، 13
خدا برد : خدا به همراه باشد ، 29
خود را به نيش زنبور رسانيدن : خود را گرفتار دردسر و حادثه كردن ، 78
خليل الله گويان ، 141
« د »
دامن يلى بر كمر پر دلى زدن ، 5
دانگى از شب گذشتن ، 2 ، 12 ، 65 ، 83 ، 100 ، 164 ، 187 ، 197 ، 306
دخل به امرى كردن ، 87
دخل در ناموس كردن ، 56
در خاكدان دهر افتادن ، 125 ، 127 ، 139 ، 180 ، 187 ، 215
در كوزهء فقاع افتادن ، 279
درم : مثقال ، 269
در وادى : از جهت ، درباره ، 40 ، 134 ، 171 ، 196 ، 198 ، 203 ، 281
درويشان : فقيران ، 126
دغدغه كشيدن ، 174