3 . لغات و تعبيرات خاص
« آ »
آب از سر گذشتن : بدبختى به منتها رسيدن ، 189
آبدانى : مخفّف آبادانى ، 300
آرخالق ( تركى ) : نوعى لباس ، 66
آسيب بند كردن ، 29
اجل برگرديده ، 301
از بن هر ناخن ، فوّارهء خون روان شدن ، 48
از وادى : از جهت ، درباره ، 82 ، 210 ، 240 ، 249 ، 280 ، 302 ، 312
استطيل : استخر ، 259
اشتلم كردن ، 43
اعتراض بسيار خوردن ، 110
الگه : ولايت ، سرزمين ، 1 ، 2 ، 6 ، 20 ، 45 ، 63 ، 71 ، 90 ، 119 ، 120 ، 136 ، 149 ، 164 ، 188 ، 195 ، 196 ، 202 ، 229 ، 252 ، 277
اللّه خليل ، 141
انتعاش : نشاط ، سرزندگى ، 70 ، 299
انبور : انبر ، 269
انداز : روش ، ادا ، طرز ، 184 ، 244
انگشت به راى كسى زدن و او را از ارادهء خود برگردانيدن ، 118
اوجاق كور شدن : بى فرزند ماندن ، عقيم ماندن ، 19
اورنگ : فر و زيبايى ، شادى ، 33
« ب »
بادكوئى : اهل باكو ، 125
بازار شفتالو فروشى ( بوسه بازى ) رواج يافتن ، 54 ، 69
بخيه زدن بر زخم ، 85
بخيهگير نبودن دهان زخم ، 201
برگذار كردن : تقديم نمودن ، 274 ، 298
برنداشتن : تحمّل نكردن ، 27
بزغ : قورباغه ، 294
بگده : قمه ، قدّاره ، كارد پهن و بزرگ ، 173 ، 215
بلدى نمودن : رهنمايى كردن ، 313
بلغارى : چرم بلغارى ، 162
بندى : اسير ، محبوس ، 22
بندخانه : زندان ، 104 ، 155 ، 209 ، 227
به حلق كشيدن ، 67
به خانهء زور نشستن ، 82 ، 224
به صحّهء ظهور رسيدن ، 5
به طريق شتر مهر خورده به دو زانو درآمدن ، 128 ، 142 ، 224