پنج هزار [ و ] نهصد و هشت « د » دان * با نود ديگر ازين منوال دان
چارهزار [ و ] نهصد و سى « ذ » هم * « ر » هزار و شيصد و سى نيست كم
« ز » دگر دوازده هزار و شيصد است * شش زيادت كن دگر كز اين عد است
ور ز « س » پرسى تو اى قارى عدد * پنج هزار و نهصد است آن با نود
در كلام اللّه اگر « ش » آمده است * دو هزار و پانجده را با صد است
هم در آنجا هشصد « 1 » « ط » بود * چل دگر بىبحث و بىغوغا بود
« ظ » هزار و چار باشد با دويست * ياد دار از من كه در وى شبهه نيست
« ع » باشد نه هزار و چارصد * نه فزون كن اى برادر در عدد
« غ » آنجا دان هزار و بيست و نه * تو دويست ديگر اندر وى بنه
عدّ « ف » گوييم تا روشن شود * نه هزار و سيزده با هشتصد
« ق » باشد هشت هزارش با نود * نه دگر باشد مزيد اندر عدد
« ك » باشد ده هزار و پانصد * بيست دو باشد فزون از اين عدد
« ل » سى و سه هزارست اى پسر * پانصد و دو لام ديگر زان شمر
« م » در وى هست « 2 » بيست و شش هزار * نهصد و بيست و دو هم با وى شمار
همچنين « ن » است بيست [ و ] شش هزار * نهصد و پنجاه و پنج با وى بدار
« و » بيست و پنج هزارست اى پسر * پانصد و شش هم برين تعداد بر
« ه » بود هفده هزار و هفت نيز * تحفة الحفّاظ بشنو اى عزيز
چار هزار و هفتصد دان « لا » * در كلام حقّ كه باشد هر طرف
« ى » درو دان بيست هزار [ و ] پنج هزار * نهصد و هفده تو با وى ده قرار
نقطه در وى الف الف است اى پسر * پنج هزار و بيست هزار و سى شمر
اى پسر اين نظم من بس رايج است * ياد گير اين ، كين مفيد و منتج است
خاتمة « 3 » الكتاب
حمد للّه شد درست انجام كار * يا إله العالمين شكرت هزار
هامش
( 1 ) س : + و
( 2 ) س : هشت .
( 3 ) س : خاتمت .