حافه و دندان كه نزديك است به او * مخرج « ضاد » است بشنو روبرو
« ضاد » را باشد دو مخرج اى پسر * گر تو خواهى ايمن و ايسر شمر
« لام » از ادناى « 1 » حافه مىرسد * گر بخوانى مخرجت نيكو شود
مخرج حروف حافّة اللسان ثلاثة مخارج
حرف مخرج اى برادر ده بود * پنج مخرج اندرو در ره بود
« طاء » و « دال » و « تا » بگويم كان بود * هر سه از طرف بن دندان بود
« ظاء » و « ذال » و « ثا » هم از طرف لسان * و آنچه آن نزديك طرف است از دهان
« ص » « زا » « س » هم از طرف اللسان * او به اطراف الثنايا هم قران
« ف » هم از طرف لسان است اى پسر * ياد گير اين قول حرف معتبر
مخرج « نونش » دو باشد سر بسر * و انچه نزديك است در خيشوم در
« نون ساكن » مخرجش بينى شمر * نون با حركت كام « 2 » است اى پسر
مخرج حروف الشفتين و له مخرجان
حرف شفتين « با » و « ما » و « فا » بدان * با تو گفتم ياد دار ، اى نوجوان
« فا » چون از بطن لب سفلى بود * هم ز طرف الثنيهء اعلى بود
شانزده مخرج شمردم با تو من * خارج از مخرج مده حرف از دهن
سيبويه [ و ] اكثر قرّا دگر * شانزده مخرج شمارند اى پسر
هم بدان ترتيب كان مذكور شد * وان به نزد نحويان مشهور [ شد ]
ليكن آن علّامه و شيخ جزر * كو بد اندر جمله علمى معتبر
گفت هفده مخرج است اندر حروف * شانزده گر بيش رفت اى با وقوف
هفدهم « واى » است اى اسرار جو * چون بود اعراب قبل از جنس او
مخرجش حرف آمد اندر پيش وى * با تو گفتم ياد گير اى نيك پى
همزه و حا پس بود ز اقصاى حلق * پيش وى ، نى « آه » اى سلطان خلق
هامش
( 1 ) س : ادنى .
( 2 ) س : كامر .