تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة تحفة الحفاظ 86

مساهمون:

صتحفة الحفاظ ٨٦
ور تو هستى قارى روى و ريا * در جهنّم با شدت مأوا و جا اى ريايى ! اين سخن آن تو نيست * رو كه اين گوهر به دندان تو نيست چون مرا علم قرائت شد عيان * تحفه‌اى كردم براى قاريان كاندرو باشد نكاتات مفيد * مبتدى گردد از آنجا مستفيد حافظا ! اين نكته نيكو دار تو * ياد گير و بعد از آن مگذار تو حافظان را تحفهء دل اين بود * قاريان را حلّ مشكل اين بود تحفه‌اى از باغ حفظ آورده‌ام * تحفة الحفّاظ نامش كرده‌ام غوطه‌اى خور اندر اين بحر اى پسر * تا از اين دريا به چنگ آرى گهر يا الهى ! دولتم همراه كن * دستم از دنياى دون كوتاه كن از كلام خود مرا نورى بده * در دل من لذّت شورى بنه پادشاها ! باطن من صاف كن * پر ز نور سورهء اعراف كن از كمال خويش سوزى كن مرا * پرتو اين درس روزى كن [ مرا ] دور گردان نفس و شيطان از دلم * هم به لطف خويش حل كن مشكلم خانهء جانم بپرداز از صفت * در دلم انداز نور معرفت روز حشرم يا الهى شاد كن * يعنى از دوزخ مرا آزاد كن گر بدم گر نيك اندر كوى تو * عاقبت هستم ز جان هندوى تو

فصل فى معنى الاصطلاحى للتجويد

هست تجويد اى پسر در اصطلاح * ياد گير اى آنكه مىجويى فلاح حرف ادا از مخرج خود كردن است * وصفهاى وى بجاى آوردن است تا نيايد اندرو نقصان بديد * هم نگردد اندرو چيزى مزيد
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة تحفة الحفاظ 86 | سيد مهدي جهرمي