تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1983

مساهمون:

ص١٩٨٣
مىدهد ، و ما آن اشعار جالب و سودمندى كه متضمن حديث و ذكر فضيلت زيارت امام هشتم ، و حاوى عرض حاجت و التجاء سوزانى به دربار آن بزرگوار مىباشد نقل مىكنيم :
در خصال آمد كه نور هشتمين * آفتاب آسمان علم و دين لابس خلعت ز خلوتگاه دوست * آنكه راز علم الاسماء در اوست مظهر اسماء خلاق مبين * جانشين ذات رب‌العالمين گفت هركس كاو بيايد سوى من * ترك كوى خود كند در كوى من من بديدارش روم ديگر سرا * وارهانم وا رهانم را از بلا او اگر يك‌بار آيد نزد من * من سه بار او را بيابم در محن اندر آن هنگامهء پرهيمنه * كه گهى از ميسره گه ميمنه نامه‌هاى بندگان از خوب و بد * سوى صاحب نامه‌ها پرّان شود و اندر آن معبر كه مىبايد عبور * از صراط و رفتن از ظلمت به نور و اندر آن موقف كه وقت سنجش است * گاه سنجش غير گاه بخشش است اندر اين هنگامه‌هاى پرخطر * كه نباشد عفو و بخشش در نظر مىدهم سرمايه‌اى از نور خود * از گران سرمايه موفور خود تا كه ميزان عمل سنگين شود * نامه‌ها چون بوستان رنگين شود با همان سرمايه با اذن إله * راه را سازم برايش شاهراه اى علىّ عالى اى نور خدا * اى كه باشى بر رضاى حق رضا من به ديدارت مكرر آمدم * لطفها بايد پياپى دم‌به‌دم هم به دنيا هم به عقبى بايدت * لطفهائى كه تو را مىشايدت در پناه خود همىگيرى مرا * با جميع دوستان و اقربا در دلم نور معارف افكنى * و از خرافات جهان دورم كنى از تو خواهم اى ولىّ اتقياء * اى مهين سبط امير الاوصياء وقت مردن كلبه‌ام روشن كنى * از قدومت گلخنم گلشن كنى
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1983 | عبد الحسين جواهر كلام