مىدهد ، و ما آن اشعار جالب و سودمندى كه متضمن حديث و ذكر فضيلت زيارت امام هشتم ، و حاوى عرض حاجت و التجاء سوزانى به دربار آن بزرگوار مىباشد نقل مىكنيم :
در خصال آمد كه نور هشتمين * آفتاب آسمان علم و دين
لابس خلعت ز خلوتگاه دوست * آنكه راز علم الاسماء در اوست
مظهر اسماء خلاق مبين * جانشين ذات ربالعالمين
گفت هركس كاو بيايد سوى من * ترك كوى خود كند در كوى من
من بديدارش روم ديگر سرا * وارهانم وا رهانم را از بلا
او اگر يكبار آيد نزد من * من سه بار او را بيابم در محن
اندر آن هنگامهء پرهيمنه * كه گهى از ميسره گه ميمنه
نامههاى بندگان از خوب و بد * سوى صاحب نامهها پرّان شود
و اندر آن معبر كه مىبايد عبور * از صراط و رفتن از ظلمت به نور
و اندر آن موقف كه وقت سنجش است * گاه سنجش غير گاه بخشش است
اندر اين هنگامههاى پرخطر * كه نباشد عفو و بخشش در نظر
مىدهم سرمايهاى از نور خود * از گران سرمايه موفور خود
تا كه ميزان عمل سنگين شود * نامهها چون بوستان رنگين شود
با همان سرمايه با اذن إله * راه را سازم برايش شاهراه
اى علىّ عالى اى نور خدا * اى كه باشى بر رضاى حق رضا
من به ديدارت مكرر آمدم * لطفها بايد پياپى دمبهدم
هم به دنيا هم به عقبى بايدت * لطفهائى كه تو را مىشايدت
در پناه خود همىگيرى مرا * با جميع دوستان و اقربا
در دلم نور معارف افكنى * و از خرافات جهان دورم كنى
از تو خواهم اى ولىّ اتقياء * اى مهين سبط امير الاوصياء
وقت مردن كلبهام روشن كنى * از قدومت گلخنم گلشن كنى