جمادى ثانى / 1406 قمرى كه مصادف با 15 / اسفند / 1364 شمسى بود داعى حق را لبيك گفت ، روح پاك و ملكوتى آن بزرگوار از قفس تن نازنينش مفارقت كرده به ارواح طيبه انبياء و اولياء پيوست ، و به لقاء آن عزيزانى كه يكعمر در عشق سوزان آنان مىسوخت و اصل و نائل گرديد .
خبر درگذشت آن فقيه فرزانه و كمنظير موج غم و اندوه را در دلها برانگيخت .
مسلمانان پاكضمير ، علما بزرگ و فضلاى محترم در عزايش به سوگ نشستند ، به ويژه كه او يادگار مؤسس حوزهء عظيم علمى قم بود و مدرسى عاليمقام و محققى نامدار و سالكى دل از ماديات شسته و انسانى خوديافته بود ، و تداعى اين معنى دردآور بود كه عناصر ناسالمى در زير چتر دين از ايذاء و اهانت به مقام مقدسش فروگزار نكردند .
شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر
صبح آن شب غمبار جنازهء شريف آن زاهد يگانه از مدرسهء امام مهدى ( عج ) كه روبروى منزلشان است تشييع شد . جنازه را از كوچهء تكيه سيد حسن به خيابان آذر بردند ، از آنجا بهسوى چهارراه بازار و بعد از خيابان آستانه بهسوى صحن شريف حضرت فاطمه عليها السّلام حمل داده شد .
اجتماع و ازدحام آنروز به راستى شگفتانگيز بود . اين تشييع با دعا و مراسم مذهبى و با يك متانت خاصى صورت گرفت . قطرات اشك حسرت در فراقش ريخته شد بدن شريفش را به حرم مطهر بردند ، و تجديد عهد با بانوى اسلام كرد و آخرين ديدار را نمود ، سپس جنازه را به صحن بزرگ آوردند امواج خروشان جمعيت فشار مىآوردند كه به جنازه نزديكتر شوند و در مراسم نماز شركت كنند ، حضرت آية اللّه گلپايگانى كه سخت افسرده و غمگين بودند به جنازه نزديك شده ، و خلاصه نماز بر بدن شريف وى خواندند . آرى ! استاد بر جنازه شاگرد عزيز و ارزشمند سابق خود نماز گزارد .
و بعد از پايان اين مراسم جنازه را بهسوى مسجد بالاسر بردند ، و پائين پاى