دكتر انوار در اين مورد مىفرمايد : « با وجود كهولت و كبر سن آيات قرآن و اخبار و احاديث و عبارات كتابهاى اشارات و اسفار و شرح منظومهء سبزوارى و فصوص الحكم محيى الدّين و كتب ديگر فلسفى و ادبى را به خاطر داشت ، و چون به سخن مىپرداخت گاه مىشد كه يك ساعت تنها دربارهء يك بيت از منظومهء سبزوارى يا يك حديث ، جرّ و بحث را بسط مىداد » .
از ديگر جنبههاى شخصيتى مرحوم الهى تبحر ايشان در شعر و ادب بود . شعر او به روانى ماء معين و زلالى آب چشمه است كه مىتوان افكار گوينده را در ته آن به وضوح مشاهده كرد . شعرش بوى عرفان دارد و در تذكرههاى معاصر هرجا از او نام بردهاند فقط به تبحر او در شعر و ادب اشاره كردهاند . وى تمام افكار خود را در قالب شعر ريخته و چه اشعار دلربايى ، كه همه زبانزد دوستان و اهل معرفت است . هم افكار عرفانى خود را در قالب شعر ريخته و هم محبت و عشق خود را به اهل بيت عليهم السّلام در قالب شعر بيان كرده است ، كه نغمهء الهى و نغمهء عشاق و نغمهء حسينى گواه بر اين دواند .
علامه حسنزادهء آملى در مورد مقام شعرى استاد خود مىفرمايد : « از طلعت ديوانش فروغ إن من الشعر لحكمة ساطع است ، و از طلاقت ديوانش شروق إن من البيان لسحرا طالع ، نازكى ، اشعارش خود برهان ناطق است و تقريظ ملكالشعراى بهار كه در ابتداى نغمهء عشاق ثبت است شاهدى صادق » .
ايشان همچنين موقعى كه در تهران بوده است ، به علت تبحر كافى در فن شعرسرايى و تسلط كامل بر علم عروض به تدريس علم عروض نيز پرداخته و خوب است از زبان دكتر انوار بشنويم كه محضر او را درك كرده است : « چون به تدريس علم عروض مىپرداخت ، بر وزنهاى گوناگون و تغييراتى كه با رخ دادن زحاف و علل در آن وزنها بوجود مىآيد فىالبداهه شعر مىگفت ، شعرى محكم و پرمعنى » .
بارى ، اين حكيم و عارف اديب پس از عمرى تلاش و كوشش و بهجا گذاشتن آثارى گرانسنگ از خود در روز سهشنبه 12 / ربيع ثانى / 1393 قمرى مطابق با 25
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2063
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٢٠٦٣