زاهد اندر رقص و صوفى در سماع انگيختى * واجد و مستى در سر هر شيخ و شاب انداختى
كشتى عشاق بشكستى به درياى فراق * چون شكستى مردم چشم اندر آب انداختى
وه چه سحر انگيختى كز چشم مست دلفريب * چشم بيداران عالم را به خواب انداختى
طاير دل درخور شاهين عشق آمد كه دوش * بهر صيدش زلف چون پر غراب انداختى
غنچه را چون عاشقان دلتنگ كردى زان دهان * وز لبت خون در دل لعل خوشاب انداختى
تشنگان را چون الهى گاه در درياى عشق * غرق كردى گه به صحراى سراب انداختى
فرزندانش :
1 - حجة الاسلام شيخ محمّد نظام الدّين ( متوفاى اوايل صفر / 1418 ق ) 2 - دكتر حسين الهى .
منابع
1 - ادبيات معاصر 18 .
2 - تاريخ شهرضا 319 .
3 - چهارصد شاعر برگزيدهء پارسىگوى 114 .
4 - سخنوران نامى معاصر 1 / 11 .
5 - سخنوران نامى معاصر ايران / 1 334 .
6 - فرهنگ شاعران زبان پارسى 59 .
7 - فهرست كتابخانهء آستان قدس رضوى 5 / 340 .