دست مىداد . به روايات و سخنان اهل بيت عليهم السّلام ارزش و عظمت ويژهاى قائل بود .
اين عشق و ارادت خود به خود ، ارتباط با ائمّهء اطهار عليهم السّلام در حدّ اعلى و بسيار صميمى و خودمانى كرده بود . او در مشكلات و پيشامدهاى سخت به چهارده معصوم عليهم السّلام بويژه حضرت زهرا عليها السّلام متوسّل مىشد و خواستهاش برآورده مىگشت .
نامه به خدمت امام رضا عليه السّلام
آن ايامى كه در منطقه ترك بود ، خوانين و افراد شرور و فاسق وى را بشدت در تنگنا قرار داده بودند ، آيتاللّه ملكى عريضهاى به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام مىنويسد و آن را توسّط يكى از زوّار به مشهد مقدّس مىفرستد و به آن شخص تأكيد مىكند كه نامه را به داخل ضريح مقدس بيندازد . بعد از چند روزى حضرت رضا عليه السّلام در خواب به او دلدارى داده و در جواب نامه مىفرمايد : هر قدر هم شعلهء آتش قوىتر باشد به مچ پاى تو نخواهد رسيد .
درخواست منزل از حضرت معصومه عليها السّلام
همچنين وقتى آيتاللّه ملكى به قم هجرت كرد ، چون قدرت مالى براى خريد منزل نداشت يكخانهء محقّرى را اجاره مىكند و حاضر نمىشود به كسى عرض نياز كند . يك روز هنگام زيارت حضرت معصومه عليها السّلام از آن حضرت درخواست مىكند تا زمينهء تهيّهء يك باب منزل را برايش فراهم آورد . چند روز بعد ، اين خواسته مورد اجابت قرار مىگيرد .
يارى ائمه عليهم السّلام
در مورد ديگر از خود آيتاللّه ملكى نقل شده است كه يك شب پيرامون يكى از آيات مشكلهء قرآن كريم ، به مطالعه و تحقيقات گستردهاى پرداخت و به خاطر دشوارى بحث خسته شده و به خواب فرو رفت . در خواب يكى از ائمه عليهم السّلام به