ديگران مورد تأكيد قرار داده است .
همچنين او بر اين باور بود كه علاوه بر معارف دينى ، مسلمانان در علوم و فنون ديگر مانند : تاريخ ، جغرافيا ، رياضيات ، علوم تجربى و . . . با تمام گستردگىاش كه محصول مشترك تمدّن بشرى به شمار مىآيد ، بايد به گونهاى ابتكارى ، نوآورى و رشد از خود نشان بدهد كه هيچوقت نيازمند بيگانگان نباشند . آيتاللّه ملكى در دفاع از تفكّر خود ، اگرچه با مسلك برخى از شخصيتهاى فلسفى و عرفانى مخالف بود و آراى آنها را زمينهء « مسخ » قرآن و عقايد دينى مىپنداشت ، اما هيچوقت گستاخى به ساحت بزرگان را نمىپسنديد و خود را نيز از تقابل و خودنمايى به دور مىداشت و همواره شخصيت آنها را محترم مىشمرد و ديگران را هم به حفظ حريم آنان توصيه مىنمود و هنگام نقد يا ردّ افكارشان ، محترمانه و يا غير مستقيم و با كنايه از آنان نام مىبرد . از اين روى وقتى ، كسى در بين مردم و حضور اين عالم بزرگوار به يكى از بزرگان معاصر كه مخالف مسلك علمى ايشان بود ، اسائهء ادب كرد ، آيتاللّه ملكى به اظهارات وى اعتراض نمود و ازآنپس رابطهء خود را با او قطع كرد .
موقعيت بارز حوزوى
از همان نخستين روزهاى ورود آيتاللّه ملكى به حوزهء علميه قم و شروع درس و بحث جايگاه ممتاز حوزوى ايشان كاملا جلوهگر شد . آراى كلامى و تفسيرى و فقهى او مورد توجه بود . زيرا وى در واقع نماينده و ارائهدهنده انديشههاى « مكتب معارفى خراسان » در حوزهء علميه قم به شمار مىرفت . افزون بر اين ، مناظرات و مباحثات علمى ، بخشى از حيات علمى اين عالم تلاشگر را تشكيل مىداد .
وى با علماى فرق و مذاهب غير شيعى هم ، مناظراتى انجام داده بود . ولى بيشترين مباحثاتش در حوزهء انديشههاى جهان تشيّع قرار داشت . گفتمانهاى متعدّد علمى با بسيارى از اهل فكر با انديشههاى مختلف ، مدتها ادامه پيدا كرد كه برخى از چهرههاى طرف گفتگوى ايشان هماكنون از انديشمندان و شخصيّتهاى