هنگام من بلافاصله به دوستان كه حدود هفت يا هشت نفر بوديم ، از جمله : مرحوم آيتاللّه « ميرزا جواد آقاتهرانى » ( متوفّاى 1368 ش ) و آيتاللّه « شيخ حسنعلى مرواريد » اطلاع دادم . از همان روزها مدّتى شبانه ، به صورت مخفيانه و با احتياط كامل و توأم با ترس و اضطراب در درس استاد حضور پيدا مىكرديم . روزى يكى از دوستان به هنگام آمدن از درس گرفتار پليس شد . مرحوم استاد ناراحت شده و دست به دعا و توسّل زد و براى رهايى وى دعا نمود و الحمد للّه ايشان آزاد شد . در آن زمان مزاحمت و سختگيرى براى طلاب و علما به اوج خود رسيده بود . بسيارى از دوستان ديگر و اينجانب گرفتار آزار و اذيّت و توهين پليس شديم و خاطرههاى بسيارى در اين مورد داريم » .
بازگشت به وطن
آيتاللّه ملكى پس از سيزده سال تلاش شبانهروزى در حوزهء علميهء مشهد و تحقيق و تفحّص پيرامون اصول و فروع مكتب حياتبخش تشيّع و الهام از بارگاه على بن موسى الرضا عليه السّلام و دستيابى به مراتب والاى اجتهاد و علم و معرفت ، سرانجام به وطن خود « ترك » بازگشت و با وصلت با يكى از خاندان محترم سادات حسينى آن ديار ، به تشكيل خانواده پرداخت و پس از استقرار كامل به تبليغ دين و ارشاد مردم منطقه توفيق يافت .
او مدّتى اندك بهطور طبيعى ، رهبرى مذهبى و سياسى بيش از صد پارچه آبادى و روستا در منطقه شمال و شمال شرقى شهرستان ميانه را برعهده گرفت ، البتّه بخشى از اين ايّام مصادف با جنگ جهانى دوّم بود كه حضور فعّال اين فقيه فرزانه در منطقه ، مايهء دلگرمى تودهء مردم و منزل بىآلايش وى ، پناهگاه مظلومان و محلّ امن براى ستمديدگان به شمار مىرفت .
در آن ايّام ، قحطى و گرسنگى همه جا را فراگرفته بود و مردم منطقه در شرف مرگ تدريجى قرار داشتند . آيتاللّه ملكى در تاريخ هفتم / ربيع الاوّل / 1362 ق طى