خداى سبحان را بر اين نعمت و كرامت شكر كنند ، زيراكه طالبان بسيارند ، ولى واصلان اندك و من به ايشان اجازه دادم كه از من روايت كنند هرچه را من اجازهء روايت و نقل آنها را دارم . . . » .
همچنين ايشان قبلا و به سال 1317 ش در امتحاناتى كه از طرف دولت وقت به اجبار براى روحانيون قرار داده بودند ، موفق به اخذ گواهى عالى مدرسى از وزارت معارف آن زمان گرديد .
اين عالم فرزانه هنگام تحصيل در مشهد مقدس ، علاوه بر فقر مالى و تحمّل گرسنگىها و رنجهاى طولانى با بحرانهاى سياسى ، اجتماعى از قبيل : توطئهء كشف حجاب ، متّحد الشكل كردن لباس مردم ، خلع لباس روحانيّت مواجه بود .
اين جنايات از سوى رضا خان تا آنجا بر مردم ايران تحميل مىشد كه به وقوع قيام مردم مشهد ( واقعهء مسجد گوهرشاد ، يكشنبه 12 / ربيع الثانى / 1354 ق ) انجاميد .
در اين دوران بيشتر طلبههاى مشهد براثر فشارهاى مزدوران رضا خان پراكنده شدند و برخى هم ، لباس مقدّس روحانيت را براى هميشه كنار گذاشته به كارهاى ديگر روى آوردند . در اين بين تنها عدّهاى اندك كه از ايمان قوى و ارادهء پولادين برخوردار بودند ، مظلومانه در اين راه استقامت نموده و از حريم دين و مذهب تشيّع دفاع كردند .
مرحوم آيتاللّه ملكى يكى از همين راستقامتان هميشه سرافراز بود كه در برابر تندبادهاى برخاسته از سوى سلطهء استعمار خارجى و استبداد رضاخانى سرخم نكرد . در آن ايّام همهء دروس براثر شدّت فشار و خفقان رژيم به مدّت طولانى تعطيل شده بود ، ولى اين عالم تلاشگر همچنان با اميد ، نشاط و پشتكار قوى به مطالعه و تحقيق خود ادامه داد و خلاء تعطيلى دروس را جبران نمود .
او خاطرات اين دوران تلخ را چنين نقل مىكرد :
« در همان ايام اختناق روزى مرحوم استاد - آيتاللّه ميرزا مهدى اصفهانى - به بنده فرمود : البشارة ! البشارة ! رفقا را خبر كن مىخواهم درس شروع كنم . در اين
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1410
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٤١٠