اينجانب بلافاصله نسخ آن را تهيه كرده پس از مطالعهء اجمالى ، با اعجابى تمام بىنهايت خوشحال شدم ازآنرو كه چنين كتابى باآنهمه مزايا و شرح و بسط و خصوصيات براى كمتر كسى فراهم آمده و عمرى طويل و حوصلهء فوقالعاده بايد تا با خون دل مطالب عالى و متفرقات نفيسى در مثل ريحانة الادب گرد آورده و به چاپ رسانيد ، دوسه ماهى گذشت به تهران رفتم و از فرط ارادت غائبانه كه به مؤلف ريحانة الادب پيدا كرده بودم ، به سراغ او رفته و در يكى از حجرههاى مدرسه قديمهء سپهسالار ( محل سكونت آن مرحوم در تهران ) به خدمتش رسيده و مدرس تبريزى را فوق آنچه تصور كرده بودم يافتم ؛ ملكات و صفات عالى و نيكوى آن مرد بزرگ به قدرى مرا جذب نموده بود كه غالب ايام توقفم در تهران به خدمتش مىرسيدم . . . صرفنظر از همه جهات كمالى و مقامات علمى كه براى وى فراهم شده بود ، تواضع و فروتنى بىنظيرى كه نسبت به علما و فضلا در مرحوم مدرس يافتم ، در كمتر كسى ديدهام و حقا بزرگ مردى فوقالعاده بود . تمام اوقاتى كه در تهران بسر مىبرد غير از ساعات ضرورت به كارهاى علمى مىپرداخت . . . در هريك از رشتههاى دانش داراى فضلى جلى و براعتى آشكار بود و از هر مقوله كه سخن به ميان مىآمد ، حديث طويلى ميراند و اين بنده مواقعى كه در محضرش مىبودم ، از فنون فقه و اصول و حديث و فلسفه و تاريخ و درايه و تراجم و ادبيات عربى و فارسى و تركى تكلم مىكرد و به خوبى نتيجه زحماتى كه در اصناف مختلف علوم و كمالات ظاهرى و باطنى تحمل كرده بود آشكار مىنمود و مورد تعجب و شگفتى مستمع واقع مىشد . . . ) .
در كتاب علماء معاصرين چنين مىنويسد ( عالم بارع جامع ما من علم من العلوم الا و قد حل فى اعماقه و ما من فن من الفنون الا و قد شرب من عذبه و زعاقه . . .
كتبش حقا از نفايس سفائن علماى عصر و ذخاير افاضل عالم به شمار مىآيد . در علم معقول و منقول و ادب بهرهء كامل و نصيب وافر دارد و امروز در حل مشكلات و معضلات مسائل هيئت و حساب از عظماى علماى عصر معدود مىگردد الى آخر ) .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1767
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧٦٧