لذات فانى و ترك شهوات نفسانى و گذشتن از تمنيات دنيوى .
به هوس راست نيايد به تمنا نشود * اندرين راه بسى خون جگر بايد خورد
واقعا راست گفتهاند :
هركه سخن با سخنى ضم كند * قطرهاى از خون جگر كم كند
و به قول بيهقى « مرد آنگاه داند كه نبشتن گيرد » و به گفتهء بعضى از اهلقلم : از صد كلمه معلومات ، يكى را نمىتوان نوشت و از صد نوشته يكى را نمىتوان به چاپ داد و منتشر نمود .
عجبتر اينكه علاوه بر جمع تأليف و تهيه مآخذ و منابع چاپى و خطى و عكس و خط قدما كه با نبودن وسائل لازم در تهران خود از مشكلات است . تمامى كارهاى منزل و امور مربوطه به چاپ را از تهيه مسوده و پاكنويس و كليشه و تصحيح و تطبيق و مقابله و مرتب كردن اوراق چاپ شده و غيرها شخصا انجام مىداد و حتى الامكان در احتياجات شخصى جزا و كلا از كسى استمداد نمىكرد .
يكى از اسباب سعادت ظاهرىشان هم صحت و استقامت مزاج بود كه كمتر مريض مىشد و باصره و سامعه و ديگر قواى جسمانى تا آخرين روزهاى حيات در اطاعت و اختيار او بودند . اتلاف وقت را گناه عظيم مىشمرد و عدم استفاده از آن را خسارت جبرانناپذير مىپنداشت و با اينكه مرض اخير آن مرحوم مرض قلبى تشخيص داده شد و از مطالعه ممنوع بود از راه ديگرى به بحث و تحقيق مىپرداخت و آنى بيكار نبود ، تا جان خود را هم پروانهوار فداى شمع فروزان دانش و معرفت نمود و آنچه از خود به ارث گذاشت يك دنيا نام نيك و افتخار بود و آنچه با خود برد ، توشهء تقوا و عمل صالح - افاض اللّه عليه شآبيب الغفران - بالاخره كسى كه تاريخ حيات بزرگان را مىنوشت مقدر شد كه بعد از اين خود جزو تاريخ قرار گيرد و ديگران براى وى تاريخ حيات نويسند . آرى اين است حقيقت ناگوار و چنين است راه و رسم روزگار .