چون اگر سعادتى در اين جهات تصور شود و لو بطور نسبى فقط در رضا به قضا و تسليم شدن به مقدرات و اظهار وجد و شعف و تشكر از خداوند منان در هر حال و مقام است بدين جهت به ضرس قاطع و با كمال اطمينان مىتوانم بگويم كه آن مرحوم سعادتمند بود عاش سعيدا و مات حميدا .
تنها هدفى كه در زندگى داشت و در راه وصول به آن شب و روز آرام نمىگرفت ، همانا درس و بحث و افاده و استفاده و مطالعهء كتاب و تأليف و تصنيف بود كه همان اندازه كه به زندگى مادى و عادى بىاعتنائى نشان مىداد ، نسبت به اين قسمت ولع و حرص فراوان داشت . شبها مرتبا وقت سحر و قبل از طلوع صبح بيدار مىشد ، پس از اداى نوافل و فريضهء صبح با پشتكار عجيب كمنظيرى به مطالعه مىپرداخت و براى اينكه از تأليف و مطالعه باز نماند ، باب معاشرت و رفت و آمد را حتى الامكان به روى خود بسته بود . جز در مواقع ضرورت از منزل و حجره بيرون نمىرفت . چه بسا در همان حجرهء نيمه تاريك روزها را به شب مىآورد و شبها را به روز مىپيوست و كسى از حال او و او از حال كسى خبردار نمىشد .
كسانى كه در طريق تأليف و تصنيف قدم برداشتهاند ، بهتر واقفند كه سالكان اين سبيل پرمشقّت چه مشكلات و موانعى در سر راه دارند و « عاشقان گوهر مقصود كه در درياى رياضت غوطهورند با چه امواج بىكرانى » مواجه هستند و « راه بردن به سرمنزل عنقا به صرف ادعا و آرزو ميسر نيست ، بلكه قطع اين مرحله را با مرغ سليمان بايد كرد » و در طى منازل كمال و گذشتن از وادىهاى سير و ارتقا و جهاد به نفس از رهبينى و رهبرى او هدايت طلبيد و در ظلمات حيرت براى راه يافتن به آب حيات جاودانى از خضر طريقت همت خواست .
آرى ايجاد آثار علمى و معنوى و ارتقا به مقام خدمتگزارى و طيران در آسمان بشريت واقعى با خور و خواب و خوشگذرانى و استفاده مادى و عيش و نوش و هوسرانى و تبعيت از منطق شهوت منافات دارد . بلكه همتى مردانه مىخواهد و عزمى راسخ و فتورناپذير توأم با شبزندهدارىها و فداكارىها و پشتپا زدن به
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1768
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٧٦٨