تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1111

مساهمون:

ص١١١١
3 - روز ديگر : ترجمهء فارسى سرهء « بلوهر » نگاشتم . اين‌ها همه بهانهء آن بود كه جان آرام شود و راه خودسرى پيش نگيرد . طولى نكشيد كه دل از اين روشها پشيمان شد ، و با سوز و گداز همهء اين اوراق را به آتش ندامت سوزانيد ، و كتاب مقدس قرآن را در آغوش كشيده ، گفت : تنها تويى كه در هر حال انيس و مونس منى ، من تو را دوست مىدارم و بس . ساير آثار وى به شرح زير است : 4 - كتابهائى كه خواندم . 5 - داماد كربلا ، حضرت قاسم بن الحسن عليه السّلام . 6 - تفسير ريحان . 7 - آينهء دانشوران يا قصص العلماء ( گزارش حوزهء علميهء قم در اواخر زمان حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى كه در زمينهء خود بسيار مفيد است و معروف‌ترين اثر قلمىشان محسوب مىشود . چاپ مجدد اين كتاب در سال 1372 ش به كوشش استاد محترم جناب آقاى ناصر باقرى بيدهندى از سوى انتشارات كتابخانهء آيت‌اللّه مرعشى در قم به انجام رسيد ) . دو غزل زير نمونهء اشعار وى مىباشد كه آنها را نقل مىكنيم :

نمونهء اول :

آگه ار نيست ز حال دل زارم صياد * از نفس شعله زنم بر قفس و بدهم باد قفسم تنگ و دلم تنگ و پروبال ببند * مرغ پر بسته و در كنج قفس اى بيداد آسمان تا به زمين سايه فكنده است كسى * تيره‌اقبال‌تر از من ندهد هرگز ياد روز اول كه من زار به دام افتادم * چشم بىرحم تو را ديدم و گفتم فرياد ضامنى خواستم از بهر خلاصى ز خدا * هاتفى گفت مُحال است خدا صبر دهاد از پريشانى دل گر سخنى ياد كنم * شهر ويرانهء غم مىشود از آن آباد صورتم درد و دلم درد و پروبالم درد * دردمندى به همه دهر چو منِ زار مباد
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1111 | عبد الحسين جواهر كلام