3 - روز ديگر : ترجمهء فارسى سرهء « بلوهر » نگاشتم .
اينها همه بهانهء آن بود كه جان آرام شود و راه خودسرى پيش نگيرد . طولى نكشيد كه دل از اين روشها پشيمان شد ، و با سوز و گداز همهء اين اوراق را به آتش ندامت سوزانيد ، و كتاب مقدس قرآن را در آغوش كشيده ، گفت : تنها تويى كه در هر حال انيس و مونس منى ، من تو را دوست مىدارم و بس .
ساير آثار وى به شرح زير است :
4 - كتابهائى كه خواندم .
5 - داماد كربلا ، حضرت قاسم بن الحسن عليه السّلام .
6 - تفسير ريحان .
7 - آينهء دانشوران يا قصص العلماء ( گزارش حوزهء علميهء قم در اواخر زمان حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى كه در زمينهء خود بسيار مفيد است و معروفترين اثر قلمىشان محسوب مىشود . چاپ مجدد اين كتاب در سال 1372 ش به كوشش استاد محترم جناب آقاى ناصر باقرى بيدهندى از سوى انتشارات كتابخانهء آيتاللّه مرعشى در قم به انجام رسيد ) .
دو غزل زير نمونهء اشعار وى مىباشد كه آنها را نقل مىكنيم :
نمونهء اول :
آگه ار نيست ز حال دل زارم صياد * از نفس شعله زنم بر قفس و بدهم باد
قفسم تنگ و دلم تنگ و پروبال ببند * مرغ پر بسته و در كنج قفس اى بيداد
آسمان تا به زمين سايه فكنده است كسى * تيرهاقبالتر از من ندهد هرگز ياد
روز اول كه من زار به دام افتادم * چشم بىرحم تو را ديدم و گفتم فرياد
ضامنى خواستم از بهر خلاصى ز خدا * هاتفى گفت مُحال است خدا صبر دهاد
از پريشانى دل گر سخنى ياد كنم * شهر ويرانهء غم مىشود از آن آباد
صورتم درد و دلم درد و پروبالم درد * دردمندى به همه دهر چو منِ زار مباد