اما آنچه بيش از مقام دانشمندى در او نمودار بود ، روش مخصوصش در زندگى بود كه از ديگر روندگان ممتاز بود . او عارفى وارسته و عالمى آزادانديش و نويسندهاى محقق بود و در كارهاى خوب اجتماعى تا جايى كه توانايى داشت پيش رفت و در سال 1313 ش در قم دبستان حيات و در سال 1315 ش دبيرستانى تأسيس كرد كه سپس هر دو به نام « سنايى » موسوم گرديد .
برقعى ، در زمان جنگ بين الملل دوم كه آذوقه ناياب ، و مردم در تنگنا و سختى ، و فقرا و بينوايان از گرسنگى رنج مىبردند ، نتوانست بىتفاوت باشد . از اين روى به تشكيل انجمن خيريه همت گماشت و از متمكنين تهران و قم كمك گرفت و در منطقهاى كه سكونت داشت نانوايى ايجاد كرد . بدينطريق به بينوايان كمك و مساعدت نمود و خود اوقاتش بيشتر مصروف درماندگان مىشد و خانهاش پناهگاه بينوايان و فقيران بود و با كمال بردبارى و بلندنظرى مشكلاتشان را حل مىكرد .
برقعى در مسائل اجتماعى و سياسى نيز بىتفاوت نبود ، هر زمان كه لازم بود از دولتها انتقاد مىكرد و دردهاى اجتماعى را با مقامات مسئول در ميان مىگذاشت ، اما كمتر گوش شنوايى بود . او از كسانى بود كه عميقا با جنگ و خونريزى مخالف بود و دولتهاى بزرگ را مسبب جنگها مىشمرد و جنگ را نمونهء توحّش انسان مىدانست . او نه تنها با جنگ مخالف بود ، بلكه با هر ستيزهجويى و اختلاف و كشمكش و منازعهء شخصى هم مخالف بود و در جنگ جهانى دوم كه آمريكا از سلاح اتمى استفاده كرد و دو شهر ژاپن را با مردمش به كام مرگ كشاند و در جنگ كره كه آمريكا آنهمه فجائع را مرتكب گرديد ، نهضت جهانى صلح در اروپا به وجود آمد و فرانسه پايگاه نهضت جهانى صلح شد و در كشورهايى نهضت صلح گسترش يافت و در سال 1329 ش در ايران نيز « جمعيت هواداران صلح » به رياست استاد محمّد تقى ملكالشعرا « بهار » تشكيل گرديد و چون از منويات آيتاللّه برقعى در موضوع جنگ اطلاع داشتند ، از او خواستند كه به جمعيت صلح در ايران كمك كند و او نيز اولين سخنرانى خود را در مسجد شاه تهران تحت عنوان « صلح و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1051
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٠٥١